اختلال خواب کودک، دانستنی هایی اختلال خواب کودکان (بخش اول)

خواب به گونه ای قابل ملاحظه ای در طول زندگی تغییر می کند و تغییرات از مغز سرچشمه می گیرند. در حالی که سریع ترین تغییرها در دوره نوزادی و اوایل دوره کودکی رخ می دهد ولی گام های سریع تغییر تا نوجوانی نیز ادامه می یابد.

 

وحشت زدگی شبانه در کودکان

وحشت زدگی شبانه در ظاهر شبیه به کابوس های شبانه است. کودک وحشت زده ممکن است از خواب بلند شده و در تختخواب بنشیند، جیغ بزند و نگاهی وحشت زده داشته باشد. جیغ زدن ممکن است برای دقایقی ادامه پیدا کند. ضربان قلب ناگهان افزایش می یابد و کودک ممکن است به شدت عرق کند. کودک نسبت به محرکات محیطی حتی اسم خودش پاسخگو نیست و ممکن است زمانی که صبح از خواب بیدار می شود به خوبی توانایی یادآوری اتفاقات شب گذشته را نداشته باشد. اگر کودک توانایی توصیف کلامی حادثه را داشته باشد، معمولا هیجان ها یا تصوریرهای ساده را می تواند توصیف کند و معمولا توصیف جزئیات کامل نیست. وحشت زدگی در 1 تا 3.5 درصد از کودکان سنین 3-16 سال رخ می دهد. اوج وحشت شبانه در سنین 5-7 سالگی است و به نظر می رسد که قبل از 30سالگی و بعد از 9 سالگی بسیار نادر باشد و یا این که اصلا وجود نداشته باشد. شیوع این اختلال در پسرها بیشتر از دخترهاست و زمینه خانوادگی کم و بیش در آن گزارش شده است. احتمال دارد که وحشت زدگی شبانه بازتاب یک نابهنجاری عصبی جزئی باشد (شاید در لوب تمپورال یا ساختارهایی زیرین آن) وحشت زدگی شبانه فورا به بنزودیازپین مثل: لورازپام و دیازپام پاسخ می دهند اما فواید آن ها در کودکان شناخته شده نیست و معمولا روی عملکرد و خلق اثرات منفی بر جای می گذارند. بنابراین، دارو تنها زمانی مورد استفاده است که وحشت های شبانه فراوان هستند و خانواده را آشفته می سازد. بررسی وضعیت خانوادگی فشارزا ممکن است با اهمیت باشد و گاهی روان درمانی فردی و خانوادگی مفید بوده و یا به کل اختلال را از بین می برد.

 

خوابگردی درکودکان

خوابگردی نسبت به وحشت زدیگی شبانه رایج تر است. شروع اختلال اغلب بین سنین 4-6 سالگی است. این اختلال قبل از 4سالگی نادر است و همین طور بعد از 9سالگی نیز از رواج کمتری برخوردار است. خوابگردی ممکن است در پسرها رواج بیشتری داشته باشد. رفتار این کودکان کاملا متفاوت است. در برخی از آن ها خوابگردی می تواند به صورت خارج شدن از تختخواب و حرکت کردن به سایر قسمت های اتاق بروز کند ولی در برخی دیگر رفتارهای جدیدتری مثل دویدن به اطراف همراه با خشونت گزارش شده است. این کودکان ممکن است به اطراف بدوند بدون این که به موانع توجه نمایند. البته ممکن است هشیاری مختصری نسبت به محیط وجود داشته باشد. این موضوع از طریق توانایی کودک در عبور از راهروها و عدم برخورد به موانع حمایت شده است، به هرحال احتمال برخورد با اشیاء، شیشه های پنجره ها و پله ها وجود دارد و ممکن است در بعضی موارد آسیب های جدی رخ دهند. گزارش شده که حافظه مربوط به رویداد اغلب وجود ندارد اما ممکن است یادآوری تیره و تاری از رفتارها وجود داشته باشد. خطرات آسیب زا در کودکانی که گرایش به دویدن یا حرکات شدید دارند، نسبت به کسانی که چنین رفتارهایی را نشان نمی دهند، بالاتر است. اشیای تیز و شیشه باید از اتاق کودک و نواحی مجاور دور شوند و دسترسی به پله ها محدود گردد. هر وهله خوابگردی از چند دقیقه تا نیم ساعت طول می کشد و بعد از پایان آن، فرد ممکن است دچار یک حالت اغتشاش و درهم شدگی کوتاه مدت شود و یا آن که به رختخواب برگشته و خواب خود را تا صبح ادامه دهد.

خوابگردها از موقعیت هایی که موجب می شوند تا افراد دیگر به مشکلات آن ها پی ببرند (مانند: رفتن به اردو یا منزل دوستان، یا رفتن به تعطیلات و خوابیدن با افراد دیگر در یک اتاق) اجتناب می کنند . معمولا خوابگردی دوره کودکی در آغاز نوجوانی و در حدود 15 سالگی از بین می رود اما در پاره ای از موارد بعد از قطع خوابگردی آغاز شده در خلال کودکی، با عود مجدد آن در بزرگسالان جوان، مواجه می شویم. بین 10 تا 30 درصد از کودکان دست کم یکبار خوابگردی را تجربه می کنند اما فراوانی اختلال خوابگردی که براساس تکرار و وهله ها و معلولیت یا درماندگی فرد مشخص می شود بسیار کمتر است و بین 1 تا 5 درصد قرار دارد. تمایل به رواج خانوادگی در این اختلال وجود دارد. احتمالا یک نابهنجاری عصبی جزیی در این اختلال نقش دارد و دوره های خوابگردی را نباید صرفا روان زا تلقی کرد. هرچند تردیدی نیست که ضمن مراحل فشارزا تعداد دوره های خوابگردی در افراد مبتلا بیشتر می گردد، خستگی شدید و محرومیت قبلی از خواب موجب تشدید حملات می شود. گاهی به علت احتمال تصادف حالت خطرناکی پیدا می کند. پژوهش هایی که درباره خواهران و برادران صورت گرفته احتمال وجود یک مولفه ژنتیک را در خوابگردی مطرح کرده اند. خوابگردی ممکن است با بنزودیازپین ها بازداری شود. تصمیم درباره استفاده از آن ها براساس ارزیابی از خطر وجود آسیب و هزینه ای که اثرات دارو بر فعالیت های روزمره بر جای می گذارد وابسته است.

 

کابوس های شبانه کودکان

کابوس ها فراوان ترین نوع نابهنجاری های خواب را تشکیل می دهند و براساس بروز مکرر خواب دیده های ترسناکی که زمینه بیداری کودک را فراهم می کنند، مشخص می شوند. اگر چه بسیاری از افراد گاهگاهی دچار کابوس و یا خواب نامطلوبی می شوند که به بیداری منجر می گردد اما این خواب دیده ها معمولا نادر و کوتاه مدت هستند و مشکلاتی را در زمینه کنش ورزی بهنجار فرد ایجاد نمی کنند. با این حال در پاره ای از افراد، کابوس ها به صورت مزمن درآمده، درماندگی و ناراحتی شدیدی را ایجاد می کنند و چون ممکن است از سویی، ترس از خوابیدن را در فرد به وجود آورند و از سوی دیگر به قطع مکرر خواب منجر می گردند در بیشتر مواقع، اختلال بی خوابی را به دنبال دارند. به هر حال، از آن جا که کابوس ها اغلب در خلال کودکی بروز می نمایند، فقط در صورتی به تشخیص اختلال کابوس مبادرت می شود که با ناراحتی ها یا مشکلات پایداری که به خودی خود انجام یک بررسی بالینی در کودک را توصیه کنند، مواجه باشیم. این اختلال در کودکان ممکن است در پی یک فشار روانی-اجتماعی شدید بروز کند. اگرچه محتوای خواب دیده ها برحسب سن تغییر می کنند اما ویژگی های اصلی اختلال در سنین مختلف مشابه اند. کابوس ها در دخترها نسبت به پسرها بیشتر است اما هنوز معلوم نیست که این تفاوت واقعی است یا خیر. کابوس ها اغلب بین 3-4 سالگی آغاز می شوند. وقتی فراوانی آن ها زیاد باشد و چندین بار در هفته تکرار شوند و می توانند به منزله یک منبع دلمشغولی و رنج برای کودکان و والدین درآیند. فراوانی اختلال کابوس که در کودکان 3-4 ساله در حدود 20% تخمین زده شده است با افزایش سن کاهش می یابد. اما در برخی از افراد کابوس ها تا سن بزرگشالی باقی می مانند و سراسر زندگی را دچار اختلال می کنند.

اغلب فرض شده کودکان در حالتی با آشفتگی از خواب بیدار می شوند که رویای بدی دیده باشند. این موضوع تنها از طریق کلام خود کودک تایید می شود. در این اختلال کودک بعد از بیداری به خاطر دیدن رویاهای ترسناک، به زمان و مکان فورا هشیار و واقف می شود. همان طور که اشاره شد، کابوش ها اغلب ناشی از فشارها از جمله جدایی والدین هستند. بعضی از اوقات کابوس های شبانه علامتی از یک آسیب جدی مربوط به گذشته هستند و آن ها ممکن است پیشرو شروع اسکیزوفزنی یا سایر اختلال های سایکوتیک باشند. کابوس های شبانه ممکن است به داروهای بازدارنده خواب REM مثل: داروهای سه حلقه ای ضد افسردگی پاسخ دهند، اما این داروها به ندرت برای کودکان کوچکتر مناسب می باشند. به هر حال، به جای تمرکز بر روی دارو بهتر است به علل ممکن توجه شود.

 

بی خوابی در کودکان

بی خوابی عبارت است از مشکل در به خواب رفتن یا حفظ آن در دوره کودکی نادر نیست. مشکلات رایج خواب از تولد تا 3 سالگی عبارتند از: دخالت کردن در رفتن به تختخواب و خوابیدن و شب بیداری. این گونه مشکلات ممکن است تا اوایل کودکی نیز ادامه یابند. برخی از نوپاها در شب بیدارند و برخی کودکان بزرگتر اغلب برای خواب رفتن بیش از 30دقیقه زمان احتیاج دارند (14%). این مشکلات در سنین بعدی افزایش می یابند، در سن 3 سالگی به 26% می رسند. مشکلات در خواب رفتن معمولا با پاسخ های مثبت از سوی والدین همراه می شوند (تحمل کودک تا این که به خواب برود) مدارک اخیر بیان می کنند که این گونه مشکلات در کودکان با دلبستگی ناایمن همراه هستند. برخی از کودکان 12-4 ساله در هنگام شب می ترسند و والدین آن ها نیز از این موضوع بی خبرند. برای مثال؛ کودکان ممکن است از خوابیدن بترسند به خاطر این که آن ها، آن را با مرگ اشتباه می کنند. این کودکان ممکن است از خوابیدن در تختخواب خود امتناع نمایند، همینطور ممکن است تا زمانی که بیدار هستند به دیگران اجازه خوابیدن ندهند. رویاهای اضطرابی در این کودکان رایج هستند. فشارها اغلب اجتناب فوبیک از خواب را در آن ها تسریع می کنند. بی خوابی های اولیه به گونه های متفاوت ظاهر می شوند. گاهی با بی خوابی ناآرام مواجه هستیم، نوزاد نعره می کشد، فریاد می زند، ناآرامی می کند و تنها در لحظه های کوتاهی به علت خستگی زیاد آرام می شود اما بلافاصله فریادهایش را از سر می گیرد. گاهی نیز با بی خوابی آرام روبرو هستیم. در این نوع بی خوابی که از فراوانی کمتری برخوردار است، نوزاد به آرامی در رختخوابش می ماند، چشم هایش کاملا باز و روز و شب ساکت است. به نظر می رسد که هیچ چیز نمی خواهد و انتظاری ندارد.

بعضی وقت ها علت بی خوابی های زودرس به شرایط نامساعد پرورشی و به خصوص شیوه های فرزندپروری نسبت داده می شود. گاهی بازخوردهای مادرانه با نیازهای واقعی و فردی نوزاد منطبق نیستند. کودکی را که در خواب است به منظور غذا دادن بیدار می کنند و یا می گذارند گریه کند چون هنوز ساعت غذای او نرسیده است. غذای شبانه را پیش از موقع بهانه تضمین خواب بهتر قطع می کنند یا آن که قبل از به وجود آمدن آمادگی لازم در کودک مانع استراحت روزانه او می شوند. در پاره ای از مواقع والدین فرزندشان را به گونه ای مفرط تحریک می کنند. مدام وی را در آغوش می گیرند، مکرر به او غذا می دهند و یا او را در برابر خواسته های متناقض قرار می دهند. مادر نه تنها از کودک در برابر فزونی محرک حمایت نمی کند بلکه به دلیل نگرانی نسبت به پیشرفت و کارآمدی او به تحریک دایم او پرداخته تا کودک را با تصویری که از یک کودک آرمانی دارد، منطبق گرداند. در مورد بی خوابی ها در کودکان بزرگتر معمولا روان درمانی کوتاه مدت توصیه می شود و همبن طور آموزش والدین در زمینه شیوه های فرزندپروری می تواند مفید فایده باشد.

 

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب روانشناسی مرضی کودک
صاحب اثر: دکتر علیرضا کاکاوند
موقعیت مطلب: فصل سیزدهم
صفحات: از صفحه 288 تا صفحه 292
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/2/22

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.