اضطراب و ترس اجتماعی در کودکان

ترس اجتماعی این گونه تعریف می شود: ترس مشخص و پایدار از اجتماع یا موقعیت های عملکردی که ممکن است به پریشانی منجر شود، مثل افراد مبتلا به ترس های مرضی خاص، افراد مبتلا به ترس های اجتماعی نیز هنگام روبرو شدن با موقعیت های ترسناک، اضطراب فوری یا نشانگان ترس نشان می دهند. برای افراد مبتلا به ترس های اجتماعی، موقعیت های ترس آور دربرگیرنده محیط های اجتماعی است که ممکن است مورد قضاوت قرار بگیرند، مورد انتقاد قرار بگیرند یا به طور منفی توسط دیگران ارزیابی شوند. این محیط ها شامل صحبت های عامیانه، شرکت در مهمانی، گردهم آیی اجتماعی یا تدارک در جلوی دیگران است. مبتلایان به ترس های اجتماعی نگرانند که مبادا در جلوی دیگران پریشان شوند و این که دیگران فکر کنند آن ها دیوانه یا کودن هستند یا این که متوجه نشانگان اضطراب آن ها شوند (مثل؛ لرزش دست ها، تعرق کف دست ها). مبتلایان به ترس های مرضی اجتماعی اغلب از موقعیت های اجتماعی یا عملکردی اجتناب می کنند. اگر مجبور شوند که در جمع حضور بهم رسانند، این کار را با پریشانی زیاد تحمل می کنند.

 

ترس مرضی اجتماعی در کودکان و نوجوانان

ظهور ترس اجتماعی معمولا در اواخر کودکی یا اوایل نوجوانی است. این ترس معمولا پیش از ده سالگی داده نمی شود. دو حالت متداولی که جوانان مبتلا به ترس و اضطراب اجتماعی از آن ها می ترسند ارائه مطالب به طور رسمی و تعاملات اجتماعی سازمان نیافته است. اکثر نوجوانان مبتلا به ترس اجتماعی هنگام قرائت با صدای بلند، ارائه مطلب کلاسی یا انجام دادن کار برای دیگران یا در ماجراهای ورزشی قهرمانی اضطراب شدیدی را گزارش می دهند. نوجوانان مبتلا در شروع مصاحبه با غریبه ها، پرسیدن سوال یا شرکت در مهامنی ها اضطراب را تجربه می کنند. هر موقعیتی که شخص باید در آن مورد قضاوت قرار گیرد با به طور منفی ارزیابی شود، ممکن است بالقوه منبع اضطراب برای شخص مبتلا باشد. اکثر کودکان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی به هنگام پاسخگویی به آزمون ها اضطراب را تجربه می کنند زیرا از انتقاد معلمان می ترسند. برخی کودکان از خوردن در مکان های عمومی می ترسند زیرا معتقدند که دیگران آن ها را نگاه کنند ممکن است از غذا یا آدابشان ایراد بگیرند. نوجوانان مبتلا به ترس های اختلالی اجتماعی در عملکرد اجتماعی و هیجانی، معمولا آسیب قابل ملاحظه ای را تجربه می کنند، نوجوانان مبتلا معمولا از موقعیت هایی اجتناب می کنند که اضطراب است. اجتناب اجتماعی، به طور منفی با کاهش اضطراب تقویت می شود. مثلا؛ با اجتناب از بوفه مدرسه، کودک مبتلا به این ترس، اضطراب ناشی از تعامل با همکلاسی ها را تجربه نمی کند. اگرچه اجتناب اجتماعی تماس کودکان با همکلاسی ها راکم می کند، اجتناب از همکلاسی همیشه می تواند یه آسیب های اجتماعی متجر شود. تقریبا 60% نوجوانان مبتلا به ترس اجتماعی در مدرسه مشکلاتی را نشان می دهند، 53% گوشه گیری اجتماعی جدی و فقدان دوستان را ظاهر می سازند و 27% گزارش می دهند که در ورزش، باشگاه و دیگر فعالیت های اوقات فراغت به مشکلاتی گرفتار می شوند. کودکان مبتلا از نظر افسردگی، طرد اجتماعی و تنهایی با خطرات خاصی روبرو هستند. به علاوه نوجوانان مبتلا به این اختلال با خطر سوءاستفاده از مواد نیز روبرو می شوند. در مطالعه ای، تقریبا نصف کودکان مبتلا، سه سال پس از تشخیص اولیه، اختلال را نشان نمی دهند. در مطالعه دیگری، اکثر نوجوانان مبتلا بروز معیارهای تشخیصی در بزرگسالی را ادامه نمی دهند هرچند اکثر نوجوانان تاریخچه هایی از ترس های مرضی اجتماعی، مشکلات روانی دیگر، مخصوصا اختلالات اضطرابی و افسردگی داشتند.

 

سبب شناسی اختلال ترس و اضطراب اجتماعی

 

عوامل وراثتی

به نظر می رسد که عوامل وراثتی، خطر ابتلای کودکان به ترس های اختلال اجتماعی را بیشتر می کنند. مطالعات خانوادگی نشان می دهد که تمایل به تجربه اضطراب در محیط های اجتماعی و تشخیص آن به طور خاص در خانواده ها وجود دارد. دلایل موجود نشان می دهد که کودکان، زمینه خلق و خوی اضطراب اجتماعی را به ارث می برند که ممکن است بعدها به ترس اختلالی اجتماعی تبدیل شود. نوباوگان و کودکان خردسال در معرض خطر اختلالات اضطرابی، مخصوصا ترس های اجتماعی، خلق و خوهایی را نشان می دهند که با درجه بالای بازداری رفتاری مشخص می شود. تقریبا 10 تا 15% کودکان سطوح بالای بازداری رفتاری را نشان می دهند. اغلب به عوامل محیطی، مخصوصا شرطی سازی کلاسیک و تقویت منفی وابسته است. مثلا؛ وقتی از کودکی خواسته می شود که با صدای بلند، در جلوی کلاس، متنی را بخواند و او اشتباهاتی را مرتکب می شود ممکن است این کار با صحبت عامیانه تحقیرآمیز همراه شود. در نتیجه، زمانی که از او خواسته می شود که در موقعیت های اجتماعی دیگر کاری را انجام دهد، ممکن است مضطرب شود ممکن است او یاد بگیرد که از موقعیت های اجتماعی و عملکردی اجتناب کند و بدین وسیله از احساس های منفی دور بماند.

 

تعاملات والد-کودک

تعاملات والد-کودک می تواند در رشد ترس های اجتماعی سهم داشته باشد. والدین کودکان مبتلا با احتمال بیشتری مشکلات اضطراب اجتماعی نشان می دهند. اگرچه این واقعیت نشان دهنده آن است که والدین مضطرب باید پاسخ های اضطرابی را به کودکانشان در طی تعاملات والد-کودک بیاموزند. یک؛ والدین کودکان مبتلا به این اضطراب با این عنوان توصیف می شوند که، بیش از والدین کودکان غیرمضطرب کنترل کننده اند. مثلا؛ والدین کودکان مبتلا به مشکلات اضطرابی، اغلب به رفتار کودکان اعتراض می کنند و اجازه نمی دهند که آن ها خودشان تصمیم بگیرند. این کنترل شدید رفتاری ممکن است رشد خودکار کودکان را خاموش کند. والدین بیش از حد کنترل کننده ممکن است کودکانی داشته باشند که نتوانند با درگیری های زندگی سازگار شوند. دو؛ والدین کودکان مبتلا به ترس های اجتماعی، اغلب افراد بیش از حد حمایت کننده توصیف می شوند؛ یعنی، آن ها به طور افراطی جستجو و بازی کودکان را محدود می کنند زیرا از افتادن و آسیب دیدن بچه ها می ترسند. سه؛ والدین کودکان مبتلا به ترس های اجتماعی اغلب سطوح بالای رفتار خصومت آمیز و انتقادی را به کودکانشان نشان می دهند. این والدین نه تنها بسیارکنترل کننده هستند، وقتی انتظارات سطح بالایشان را برآورده نمی بینند، مایل به انتقاد و طرد کودکانشان هستند. چنین رفتار انتقادی ممکن است به به کودکان این را منتقل کند که دنیا مکانی خطرناک و متخاصم بوده و اگر خطر کرده و شکست بخورند نمی بایست انتظار همدردی از مراقبت کنندگان داشته باشند. چهار؛ والدین کودکان مبتلا به اضطراب اجتماعی ممکن است بدون آن که متوجه باشند به فرزندانشان مضطرب بودن در موقعیت های اجتماعی را بیاموزند. مخصوصا این والدین ممکن است مدلی برای اضطراب و تقویت عکس العمل های اضطرابی فرزندانشان شوند. پنج؛ والدین می توانند با اضطراب اجتماعی کودکانشان از طریق اجتناب از بحث های شارژ شده هیجانی سهیم شوند. خوب هیجانی شدن کودکان عمدتا بستگی به توانایی ایشان برای بحث و تفکر درباره احساساتشان دارد. یک روشی که کودکان یاد می گیرند که احساساتشان را شناخته، فهمیده و در موردش بحث کنند در حین تعامل با والدینشان است. مدل ابزار هیجانی والدین به کودکان یاد می دهد که هیجان ها و راه های قابل قبول اجتماعی ارتباط در بحث کردن هیجان ها یا دیگران را چطور طبقه بندی کنند. اگرچه والدین کودکان مضطرب اغلب از بحث درباره احساسات کودکانشان طفره می روند. این فقدان اثر هیجانی در خانواده می تواند کودکان را از مهارت ها و فرصت ها به طبقه بندی، حرف زدن و پردازش هیجانات سوق داده و در نتیجه می تواند با اضطراب اجتماعی شان سهیم شود. 

به یاد داشته باشید که تعاملات والد-کودک دوسویه هستند. هرچند والدین می توانند در اضطراب کودکان سهیم باشند، رفتار کودکان اغلب می تواند باعث شود والدینشان به طور افراطی کنترل کننده، محافظت کننده یا منتقد شوند. مثلا؛ جوانان مبتلا به بازداری شدید رفتاری اغلب از والدینشان قوت قلب و محافظت قابل توجهی مطالبه می کنند. بازداری رفتاری کودکان اغلب به نظر تمرین های والدینی درخواستی، انتقادی و زمخت را بیرون می کشد. این احتمال است که رفتارهای والد-کودک متقابلا در  در حین رشد بر یکدیگر تاثیر گذاشته و باهم در ظهور اضطراب کودکان سهیم باشند.

 

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب اختلالات اضطرابی در کودکان و جوانان
صاحب اثر: دکتر رابرت ویس
موقعیت مطلب: ...
صفحات: خلاصه ای از صفحات 30 تا 42

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.