افزایش اعتماد به نفس در کودکان

تشکیل و رشد هسته اولیه اعتماد به نفس از لحظه اول تولد شروع می شود. این روند در تمام طول زندگی ادامه دارد. شیوه تشکیل و رشد اعتماد به نفس در وجود نوزادان به سادگی انجام پذیر است، پیش از پرداختن به شیوه ترقی اعتماد به نفس باید دو موضوع توانایی ها و ناتوانی های کودک را روشن کنیم. کودک هنگام تولد دارای یک دسته توانایی های شخصی است مانند: شیر خوردن، در آغوش رفتن، در آغوش فرم گرفتن و ماندن، نگاه کردن به مادر.اغلب ما چون فرزندان سالمی داریم، از این کلمات معنایی در نمی یابیم. اما اگر خدای نخواسته، بچه ناسالمی می داشتید، آنگاه به رنج می دیدید که کودک در آغوش شما نمی آید، هر گونه او را می گیرد از دست در می رود، نگاه نمی کند، هوش اندکی دارد، یا دچار فلج است.

ناتوانی ها بر دودسته کلی جسمی و روانی تقسیم میشوند.ناتوانی های جسمی مثل: داشتن لب شکری، نداشتن یک دست، نداشتن یک یا چند انگشت و ..... و ناتوانی های روانی همانند: عقب افتادگی ذهنی، کم هوشی و .......

ما ناتوانی های جسمی را نیز در دودسته قرار می دهیم:

1- ناتوانی های جسمی قابل درمان مانند: نوزاد تازه متولدی که چشمش باز نشده، در چند روزگی ما پزشکان می توانیم با یک شکاف چشم او را باز کرده، توان بینایی را به او باز گردانیم.

2- ناتوانی های جسمی غیر قابل درمان مانند: فلج عمومی یا عضوی که در حال حاضر غیر قابل درمان است.

پس از دانستن توانایی ها و ناتوانی ها و بر همین اساس شیوه پیشبرد و افزایش اعتماد به نفس را بیان می کنیم. در این شیوه تمام توجه، روی مادر که عامل این ترقی است، متمرکز میشود. مادر باید توانایی کودک را بفهمد و در مفابل به او پاسخ مناسب دهد. در نظر آورید که کودک در آغوش شماست، به خوبی روی دست های شما شکل گرفته است، یا سر به طرف سینه شما بر گردانده است، باید جواب بدهید. یک فشار کوچک، یعنی: ما فهمیدیم. میزبان شما هستیم، شما را در نهایت عشق و محبت پذیرا هستیم.

خود فهمی اولین پله از مراتب اعتماد به نفس، از این پاسخ به جا و مناسب مادر در مقابل توانایی های کودک سرچشمه می گیرد. اگر بچه در آغوش شما آمده، به خوبی شکل گرفته است ولی شما به او توجه نکنید تا از آغوش زمین بیفتد، کودک خود را نمی فهمد. مادرانی که هوش کم دارند «مثلاً بهره هوشی 40» توان پاسخ دهی به کودک خود را ندارند. برخی مادران عادی موقع حرف زدن کودک با آنها، هیچ توجهی نمی کنند، نگاه نمی کنند و پی کار خود می روند، میروند چیزی را بپزند یا سرخ کنند، کودک نیز داد میزند، هوار می کشد که مامان!مامان! مادر ها جواب می دهند:«زهر مار» چنین پاسخی در این شیوه نداریم. هرگز نداریم! در این شیوه وقتی کودک صدا میزند.«مامان!» پاسخ می دهیم:«جانم!».

دستور این است که همپای رفتار کودکان، پاسخ دهیم. نگاه می کنند، نگاه کنیم، حرف می زنند، جواب دهیم.

سؤال: اگر پس از پاسخ ما کودک لجبازی کرد چه معنا دارد؟ اولین معنا این است که ما تقصیر داریم، و رابطه ما با کودک خوب نیست. دومین معنا این است که کودک دانسته است که ما از این کار اعصبانی می شویم. از این رو باید رابطه را تصحیح کرد و در نهایت باید به موضوعی بی توجهی نشان دهیم.

به تدریج کودک به مرحله درک ابتدائی میرسد. پله بعدی خودشناسی است. این رتبه از خودفهمی بالاتر است. در این جا کودک خود را در اندازه شایسته سن خود شناخته است، این که چگونه فردی هستم، آیا مرا دوست دارند، یا دوست ندارند. کودک اندک اندک و پس از مدتی به این رتبه میرسد. یک بچه باهوش از روی پاسخ های به جا و مناسب مادر، به خوبی خود را می شناسد. خود را تعریف می کند. شناختی به خود پیدا می کند که شما اصلاً باور نمی کنید. همین کودک دو سه ماه دیگر که او را صدا کنید فاطمه پاسخ می دهد:«نه! من حسین ام. فاطمه نیستم.» یعنی کودک خود را شناخته است.( این مراحل از تولد تا پنج سالگی طول می کشد.)

اما چنان چه در مراحل آغاز شناخت خود، شما پاسخ به جا و مناسب به کودک ندهید، کودک خودش را نخواهد شناخت. مثلاً اگر بچه بخندد و شما جواب ندهید، شما او را گیج کرده اید. اگر کار خوب می کند شما جواب نمی دهید، او فکر می کند که کار خوب و بد در این خانه معنا ندارد. دوغ و دوشاپ در این خانه فرق ندارد، از این رو خودشناسی پیدا نمی کنند.

رتبه بعدی که بسیاری از ما بزرگسالان به او نرسیده ایم، خود باوری است. ما در سن و سال بالاتر هنوز خود را باور نداریم که: «آقا ما آدم حسابی هستیم، دارای گوپن هستیم، شناسنامه داریم. در این خانه جایی و جایگاهی داریم.» همه باید به خودمان باورهایی داشته باشیم.

پس از مراتب خودفهمی و خودشناسی و خودباوری، حرمت نفس است. در این مرتبه و مرحله حرمت نفس، کودک به خود احترام می گذارد. هر کس حق دارد که به خودش احترام بگذارد. فرد بدان شرز برای خودش احترام قائل است که نکات مثبت و ارزشمند شخصیت خود را بشناسد. زمانی که کودک در طی مراحل پیش موفق بوده باشد، برای خودش احترام قائل خواهد شد. می گوید:«من بچه خوبی ام، نازنین ام، مرا دوست دارند، پس ما آدم حسابی هستیم.» در این جا حرمت نفس شکل گرفته خواهد شد.

چون «احترام بقعه دست متولی است» احترام خودتان را نگه دارید.

پس از مرتبه حرمت نفس یا احترام به نفس، مرحله اظهار خود، یا معرفی کردن خود پیش می آید. یک کودک نرمال و طبیعی در سن دو سالگی خودش را معرفی می کند. در یک مهمانی، در حضور جمع به صدای بلند می تواند صحبت کند. شما می توانید برای آماده کردن زمینه، در مراسم شکر گزاری تولد، یک دقیقه، دو دقیقه درباره بچه صحبت کنید، بعد به بچه بگویید که شما صحبت کن. بچه می گوید:«خیلی ممنون که همگی آمدید.»

بسیار خوب. بچه حرف زدن را یاد گرفته است و خود را معرفی کرده است.

بچه هایی که با حرف زدن، نمی توانند توجه مادر را جلب کنند، گریه می کنند، جیغ می کشند، سر به دیوار می کوبند. به شیوه ای میگویند: «نگایم کن» شما نگاه نمی کنید، هوار می کشد، نگاه نمی کنید، فحش می دهد، نگاه نمی کنید، جیغ می کشد، نگاه نمی کنید، سر به دیوار می زند، نگاه نمی کنید، چیزی می اندازد می شکند، که چه؟ که نگاهش کنید!

از ویژگی های بچه این است که همیشه می خواهند خود را نشان بدهند (خود را معرفی کنند) شما نگاهشان کنید. خود را معرفی نمودن بر حسب فرهنگ خانوادگی تفاوت دارند. در بعضی از خانواده ها بچه ها می توانند با صدایی آرام، بسیار خوب و به راحتی توجه پدر و مادر را به خود جلب کنند. برخی خانواده ها نیز چنان رفتار می کنند که که کودکان تنها با فحش و فریاد توجه پدر و مادر را به خود جلب می کنند. بر این اساس انتخاب یکی از این دو به شما بستگی دارد که چگونه با نیاز خود را نشان دادن، «خود را معرفی کردن» «جلب توجه کردن» بچه کنار بیایید.

آیا در این خانه باید جیغ کشید که ما را نگاه کنند؟ باید مریض شد تا عزیز شد؟ یا نه ما همیشه عزیزیم. همیشه محبوبیم. به همه اینها می گویند«اظهار خود».

مرحله آخر همان است که همه ما به آن نیاز داریم. اعتماد به نفس.

 

شیوه تشکیل و ترقی اعتماد به نفس در کودکان

برای ساخت استوار اعتماد به نفس این مراحل باید پشت سر گذارده شود. پایه گذاری یک بنیان کار آمد اعتماد به نفس با تشویق گام به گام همیشگی امکان پذیر می گردد و با خودداری از تشویق بی جا از شکل گیری اعتماد به نفس کاذب جلوگیری می شود اعتماد به نفس بچه های ما با تشویق ترقی می کند.

 

طرز عمل ترقی اعتماد به نفس در کودکان

1- در مقابل هر کار درست کودک و در برابر هر توانایی او باید پاسخی مناسب داد.

2- پاسخ باید یک تشویق خوب باشد. تشویق خوب دو ویژگی دارد:

اول: به موقع و به جاست.

دوم: به اندازه است. یعنی اگر مهمانی رفتیم، دیدیم بچه دو دقیقه راحت روی صندلی نشست، ماچش کنیم. بچه که نباید راحت بنشیند، باید تمام اسباب بازی ها را به هم بریزد، شکلات ها را بیرون بریزد. این بچه شکلات را نگاه کرده و نخورده! حتماً اتفاقی افتاده. بغلش کنید، ماچش کنید. این بچه آدم حسابی است.

ولی اگر بچه سیب را برداشت و تق زد! به شیشه صاحبخانه. شما ارتباط را با او قطع کنید، قهر کنید، از میزبان خداحافظی کنید، با بچه از میهمانی خارج شوید. می پرسد: «مامان چرا میهمانی را تعطیل کردید؟» جواب می دهید: «شما آبروی ما را بردید، سیب را زدید روی شیشه، ما بعد از این دیگر هیچ وقت به میهمانی نخواهیم رفت.»

همین جا این رفتار تمام خواهد شد. این بچه به این روش میفهمد که در میهمانی سیب را به شیشه و دیوار نباید زد.

3- تمام رفتار های ما باید همیشگی باشد. یعنی اگر تشویق می کنید باید مداوم و پیاپی باشد. در مثل مرتباً بگویید: «این خیلی عجیب است که بچه ما بدون کلاس و معلم و مدرسه می تواند نقاشی کند، هیچ معلمی هم برای او نگرفته ایم.» همه جا این را بگویید این بچه نیز کنار شما بنشیند و بشنود. تا بچه با خود بگوید: «پس این کار مهمی است.» اما اگر تنها یک بار تشویق کنید، سپس فراموش کنید وادامه ندهید، اثر همان تشویق نیز از بین خواهد رفت. از این رو عمل تشویق از سوی ما باید مدام باشد.

4- تنبیه: ما در زندگی تنبیه داریم، اما تنبیه مراحل دارد. یک بار شما چهره خود را یک طوری می کنید، بچه می فهمد که مامان اوقاتش تلخ شده است، بسیاری از بچه ها از خانواده های متین و مؤدب با تغییر نگاه والدین، می فهمند و تنبیه می شوند. شما فرهنگ خانواده خود را مقایسه کنید. در این جا من به صراحت بگویم که ما از تنبیه کلامی و بدنی، هیچ و هیچ نتیجه مثبتی نمی گیریم.

بدین ترتیب شما باید بچه ها را به گونه ای تربیت کنید که در مقابل انجام یک عمل بد، با نگاهی تنبیه شود، هشیار شود و دیگر آن عمل را تکرار نکند.اگر با نگاه کار از پیش نرفت دو دقیقه قهر کنید. بعد حتماً آشتی کنید.

تنبیه بدنی، کتک کاری، هیچ نتیجه ای ندارد. در دنیای حیوانات نیز هیچ حیوانی بچه خود را نمی زند. از دید ما تنبیه شامل: دسته ای از رفتار تغافلی، نادیده انگار می باشد که بی توجهی والدین نسبت به یک کار خاص را نشان می دهد. همین سکوت، همین بی پاسخ گذاری یک رفتار از طرف والدین، موضوع را برای یک بچه نرمال و طبیعی، از یک خانواده خوب معلوم می نماید که کارش خوب نبوده و پاسخ مثبت دریافت نداشته است.چنین شیوه ای به فرزند ما اجازه می دهد که «اعتماد به نفس» خوبی داشته باشد و روز به روز نیز آن را رشد و ارتقاء دهد.

اگر شما تشویق زیاد داشته باشید، فرزند شما از «اعتماد به نفس» دروغین برخوردار خواهد شد. گمان می کند که از عهده کارهای زیادی بر می آید. یعنی شما به اشتباه در ذهن او کاشته اید که توانائی های بسیاری داری! ولی او تا این اندازه که فکر می کند توان ندارد.

اگر تشویق اندکی به خرج دهید، خودباوری او کاهش می یابد. رشد این احساس در او متوقف می شود. به رغم ارزش و اعتبار شخصی، تشخیص فردی خود را قبول ندارد. چرا؟ زیرا تشویق شما اندک بوده است. هر اتفاقی در این روند، اساس ایرادی در آینده می شود. اگر شما تشویق را به اندازه و مدام اجرا نکنید، فرزند شما حرمت نفس نخواهد داشت، یعنی به خودش احترامی نمی گذارد. هر کدام از دستورات را انجام ندهید مسیر به هم می خورد.

اگر شما تنبیه کنید! همه چیز به هم می ریزد. اگر می خواهید فرزند شما اعتماد به نفس نداشته باشد تنبیه (بدنی یا کلامی) کنید. بدین ترتیب اعتماد به نفس او به کمترین اندازه خود خواهد رسید.

بر این اساس، اعتماد به نفس بسیاری از ما متزلزل و بد است. دست و پای ما در حضور یک غریبه می لرزد، صدای ما می گیرد، در لحظه دیدار، می میریم از ترس، از اضطراب، چرا؟ برای اینکه ما را تشویق نکرده اند و در مقابل تنبیه کرده اند.

من از مردم بعضی از کشورها تعجب می کنم. از این که بی پروا، و در بعضی موادر نا به جا ، تا این مایه تشویق روا می دارند.

در یک مدرسه فرنگی هر کاری که می کنید تشویق دارد. مثلاً بچه یک الفبای معمولی را روی تخته می نویسد، می گویند همه برای ایشان دست بزنید. ما موارد بسیاری از «الف» تا «ی» را نوشتیم، دست که نزدند، فحش هم دادند، گفتند ایشان را هو کنید؟!

بهترین کار این است که بچه ها را برای «اعتماد به نفس» شایسته، بسازیم. از این رو باید تشویق شایسته داشته باشیم. برخی بیماری ها اعتماد به نفس را تخریب می کند از جمله این بیماری ها افسردگی است. همیشه افسردگی «اعتماد به نفس» را کاهش می دهد. و مردمی که «اعتماد به نفس » اندک دارند افسرده می شوند. این جا یک سؤال دو جانبه وجود دارد که آیا افسردگی «اعتماد به نفس» را کاهش می دهد یا «اعتماد به نفس» کاهیده و اندک افسردگی را ایجاد می کند. در واقع پاسخ این است که هر دو به هم مربوط اند. از این روی ما با شیوه مناسب «اعتماد به نفس» را به فرزندان خود می دهیم و با تشویق به موقع، به اندازه و مدام خود موجبات رشد و ارتقاء سطح «اعتماد به نفس» آنها را فراهم می سازیم.

ما برای زندگی معمولی در هر جای دنیا به «اعتماد به نفس» نیاز داریم. اما برای ساخت استواری از «اعتماد به نفس» راستین تمام اعضای خانواده باید مجموعه این نکات را بدانند نه یک نفر!.

 

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب انسان در مسیر زندگی
صاحب اثر: دکتر محمد مجد
موقعیت مطلب: فصل دوم
صفحات: صفحه 177
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/9

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.