رشد شخصیت و تحولات نوجوانی

تعریف شخصیت

شخصیت عبارت است از مجموعه گرایش ها و حالت های رفتاری است که کم و بیش وضع ثابتی دارند و در قبال اوضاع، مسائل و رویدادهای محیط خود احساسات، نگرش ها و واکنش های خاصی نشان می دهد. حالت های رفتاری یا به اصطلاح شخصیت، از راه تقلید و تایید همگان حاصل می شود. این حالت ها گاهی صفات شخصیت نیز نامیده شده اند و بسیاری از آن ها در سن ده سالگی تجلی می کنند. براساس صفات و رفتار خاص کودکان در ده سالگی می توان پیش بینی نمود که در بزرگسالی دارای چه شخصیتی خواهند بود. شک نیست که فرد در سراسر زندگانی خویش همواره دستخوش دگرگونی هایی واقع می شود، اما صفات اصلی شخصیت و ویژگی های رفتاری او از کودکی یا آغاز نوجوانی طرح ریزی می شوند. اگر جامعه پیوسته این حالت های رفتاری را پذیرا باشد، آن وقت این حالت ها و صفات به صورت ثابت در فرد نمایان می گردند و تنها موقعی تغییر می کنند که در نحوه پاداش و معیارهای اجتماعی دگرگونی های فراوانی پدید آمده باشند.

نوجوان باید خود را آماده تحصیل دانش و هنر کند، با همسالان و بزرگسالان پیوندهای نیکو و جامعه پسند برقرار سازد، احساس مسئولیت کند و برای احراز شغل یا حرفه شرایط لازم را در خود به وجود آورد. هرچند نوجوان در دوره های کودکی تا حدودی راه و روش انجام دادن خواست های خود را آموخته است، با وجود این باید در نوجوانی طرز صحیح مقابله با خواهش های نوظهور و مسائل پیچیده دیگری را که جامعه از او انتظار دارد فراگیرد. آداب و رسوم و فرهنگ هر ملتی دگرگونی های ویژه و رفتارهای متفاوتی در نوجوانان پدید می آورند. نباید از نظر دور داشت که این دگرگونی ها ناگهانی و بی مقدمه حاصل نمی شوند  بلکه پیوستگی دارند و به مرور رخ می دهند. البته مسائلی مانند آشفتگی و نابسامانی خانوادگی، خواستهای ناجور، مشکلان جنسی، نداشتن هدف و فلسفه زندگی غالبا موچب اختلال و بی نظمی در شخصیت نوجوانان می شوند. ناکامی های پی در پی و فشارهای روانی ممکن است سبب تغییر شخصیت شوند یا آن که در نوجوانان رفتارهای نابهنجار، مانند؛ بزه‌کاری، پرخاشگری و جامعه ستیزی به وجود آورند.

 

تعریف نقش

نقش عبارت است از انجام دادن رفتارهایی است که با انتظارات و فرهنگ هر ملتی تطبیق میکند و به مقام خاصی در جامعه تعلق دارد. پایگاه یا مقام نیز به موقعیتی گفته می شود که شامل یک رشته مزایا و تعهدات باشد. برای مثال؛ عنوان معلمی، پزشکی یا پدری پایگاه هایی را در جامعه مشخص می سازد. به طور خلاصه نقش به رفتار افرادی که در جامعه دارای مقام و موقعیتی هستند اطلاق می شود. به سخن دیگر نقش رفتار ویژه ای است که مردم از دارنده یک پایگاه یا مقام انتظار دارند.

بی شک هر مقامی با رفتار خاصی ارتباط دارد. هنگامی که افراد بنا به وظیفه هایشان رفتار می کنند جامعه به کردار آنان صحه می گذارد و به آن ها پاداش می دهد. بدیهی است که رفتار مدیران و مسئولان یک سازمان با رفتار دربان ها و پیشخدمت های آن سازمان تفاوت دارد. بر این اساس همانطور که از پدران انتظارنمی رود کودکان رفتار کنند از مادربزرگها نیز انتظار نمی رود که رفتاری همچون دختران نوجوان داشته باشند. به همین سان نواجوان نیز نباید مانند بچه های خردسال یا نوآموز رفتار کنند بلکه باید پایگاه و موقعیت خودشان را بازشناسند. زیرا اینان وظایف جداگانه ای دارند و از مزایای مخصوصی برخوردارند. نوجوانان نیز نباید مانند بزرگسالان رفتار کنند. یعنی همانگونه که از نوجوان 13 یا 14 ساله انتظار ندارند روزی 8 ساعت بازی کند نباید از او انتظار داشت که هر روز 8 ساعت به وظیفه یا مسئولیت ثابتی بپردازد، رفتار مخصوص کار یا شغلی را باید مانند رفتار خاص امور دیگر آموخت.البته این گونه رفتارها از روی نمونه و الگوی معینی انجام می شوند. جامعه معمولا سرپیچی از انجام الگوهای رفتاری را محکوم می سازد و احترام و عمل به آن ها را تایید و تشویق می کند.

انسان وقتی به سن معینی می رسد بی هیچ کوشش و دردسری به نوعی پایگاه اجتماعی نایل می شود. کودکی و نوجوانی از همین موارد است. وظیفه کودکی و نوجوانی مانند رفتارهای دیگری که افراد جامعه انتظار آن ها را دارند اموری هستند آموختنی، اما بسیاری از مقام های اجتماعی فقط از راه کوشش و فعالیت های شخصی به دست می آیند، مانند؛ پزشکی، قضاوت، دبیری و مهندسی.

باید توجه داشت که پایگاه یا اسنادی است و یا اکتسابی. پایگاه اکتسابی به شرایط لازم مانند؛ کسب معلومات یا فن و مهارت خاصی نیاز دارد، اما پایگاه سنادی بر اثر وضع خاص یا زمان مشخصی احراز می گردد مانند؛ مقام مادری یا پدری. باری پایگاه خواه اسنادی باشد و خواه اکتسابی، رفتارهای مربوط به آن را باید آموخت و صادقانه انجام داد.

 

ارتباط نقش با رشد در نوجوانی

 هرچند در جامعه و فرهنگ ایرانی اغلب نوجوانان پسر و دختر 12 تا 16 سالگی از نظر تولید مثل و قوای عقلی به حد پختگی و رشد طبیعی رسیده اند اما از آنان رفتار مخصوصی را انتظار دارند که به رفتار کودکان و بزرگسالان شباهتی ندارد. یعنی از یک سو این گونه نوجوانان را همسنگ بزرگسالان نمی دانند و به آنان اجازه نمی دهند که از مقام و موقعیت بزرگسالان استفاده کنند، از سوی دیگر آنان را به چشم کودک نمی نگرند و از آنان انتظار رفتار کودکانه را ندارند و در ضمن مجاز نیستند که از مزایای دوران کودکی برخوردار باشند. نوجوان باید به مدرسه برود و به تحصیل دانش و هنر بپردازد، اما مانند بزرگسالان حق ندارد در نظام سیاسی و اجتماعی فعالیت های قانونی و مجاز داشته باشد. البته در بسیاری از روستاهای ایران و ... که الگوهای رفتاری خاصی دارند، موضوع فرق می کند، به ویژه در امر زناشویی .

انتظار جامعه از نوجوان آن است که خود را از نظر عاطفی؛ اجتماعی و کارآمدی برای قبول مسولیت در روزگار بزرگسالی آماده سازد. در حقیقت رشد نوجوانان بیشتر جنبه شناختی است که در زمینه مسائل عاطفی و هیجانی، روابط با افراد، مهارتهای ابزاری و مانند آن دور میزند و آنان را برای تشکیل خانواده، تقبل وظایف و نقش هایی در آینده مهیا می سازد. در این دوره جنبه های مختلف رشد شخصیت پیشرفت بیشتری دارند که هم نمودار صفات ویژه نوجوانان هستند و هم پایه و اساس شخصیت آنان در بزرگسالی به شمار می روند. نوجوانان به ویژه احساس، اندیشه و نگرش های دیگران را ارزیابی می کنند و می خواهند بدانند برای مقابله با افراد مختلف چه رفتاری را پیشه کنند تا توفیق یابند.

در نوجوانی دوستی ها استحکام می یابد و به شکلهای مختلفی نمایان می شوند. رفاقت، صمیمیت، احساس تعلق به گروه، زنده دلی، فعالیت و جنب و جوش و توجه به جنس مخالف از ویژگی های خاص این مرحله است. مهارت نوجوانان در بیشتر زمینه ها افزایش می یابد. برخی از آنان در کسب معلومات به سرعت پیشرفت می کنند و به مفاهیم ذهنی و انتزاعی دست می یابند. بر اثر تجربه و معلومات سطح فکر آنان بالا می رود، می توانند در مباحثه شرکت کنند، سوال های منطقی نمایند و قادر به تجرید و تعمیم مفاهیم هستند.

گروهی از نوجوانان به دین و خداپرستی اعتقاد شدید پیدا می کنند، در حالی که گروهی دیگر به سبب آموزشهای نادرست سخت از آن روی گردان می شوند. برخی از آنان شکاک و خرده گیر هستند و برخی دیگر متعصب و بی اراده و دسته ای از نوجوانان به مسائل جنسی التهاب و شیفتگی فراوان نشان می دهند، در صورتی که دسته ای دیگر با ترس و اضطراب به آن ها می نگرند. بسیاری از نوجوانان در امر درون سازی و جامعه پذیری با کمترین رنج و ناراحتی توفیق حاصل می کنند و اغلب این سوال را مطرح می کنند که منظور از زندگی چیست و تعهدات و قراردادهای اجتماعی تا چه حدودی ارزشمندند ؟

رشد نوجوانان به طور کلی به استعدادهای زیستی، یادگیری و تجربه های اجتماعی آنان بستگی دارد که این رشته فعالیت های شناختی و هیجانی را در برمی گیرد. مقتضیات فرهنگی، راه و رسم جامعه، رفتار بزرگسالان و همتایان از عوامل مهم موجودیت و تکوین شخصیت آنان به شمار می روند. میان کنش یا داد و ستد همه این عوامل سبب می شود که نوجوانان در برابر مسائل مختلف چه واکنش هایی نشان دهند و چگونه مشکلاتشان را حل کنند. نوجوان علاوه بر این که قادر استبه توقعات جامعه و دوستان و همتایان پاسخ مطلوب بدهد، می داند چه اموری نیز موجب تنبیه و تشویق می شوند. یعنی او به مهارت های شناختی دست یافته است و اینک از راه درون سازی به رفتار خود تسلط دارد و می تواند بیندیشد و ارزشیابی کند.

 

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب روانشناسی رشد کودک و نوجوان
صاحب اثر: دکتر محمد پارسا
موقعیت مطلب: بخش سوم _ فصل دهم
صفحات: از صفحه 226 تا صفحه 231
لینک منبع: http://www.koodaklearn.ir/publication/12

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.