تخیل کودکان چیست و در چه سنی آغاز می شود؟

تعریف تخیل: نجوایی درون ذهنی و غیر واقعی که همراه تجسم باشد، تخیل نام دارد. اگراین نجوایی درون ذهنی واقعی باشد، تفکر صورت گرفته است.

بنابر ملام «آریتی» بین هذیان و تخیل رابطه بر قرار است. آقای آریتی درباره اسکیزوفرنی تحقیقات گسترده ای به انجام رسانده است. به اعتقاد ایشان هذیان، تخیلی دامنه دار است. در چنین تخیل وسیعی فرد واقعیت را انکار می کند.

بین تخیل و رویا نیز رابطه ای وجود دارد. تخیل معمولاً فرمانبردار ماست و محدوده ای ویژه دارد. در حالی که رویا به فرمان ما سرنمی نهد و هر آن گستره ای را که لازم بداند در می نوردد. هم از این رو محدوده ای نیز نمی شناسد. بنابراین رویا یک تخیل گسترده است. بنا به کلام آریتی: رویای مردم عادی مساوی با زندگی مردم روانپریش است.

سؤال: آیا تخیل در زندگی لازم است؟ آری. تخیل به آرامش ما کمک می کند. این تخیل باید کوتاه مدت و کوچک و نزدیک به واقع باشد. به عنوان حاشیه زندگی مورد قبول و نیاز ماست اما هرگز نباید آن را باور کنیم.

 

سن آغاز تخیل در کودکان

بنابر عقیده خانم «ملانی کلاین» تخیل کودک از آغاز تولد شروع می گردد. بر اساس تقسیم بندی خانم «مارگرت ماهلر» سال اول زندگی کودک به سه دوره تقسیم می گردد:

1- یک ماهه اول دوره «درخودماندگی» است.

2- از حدود یک ماهگی تا پنج ماهگی دوره «همزیستی» است.

3- از پنج تا ده ماهگی دوره تمایز است.

بنابراین نظرها، فرزندان انسان، زندگی را با تخیل آغاز می کنند. بعدها به تدریج وارد برهوت خشن واقعیت دنیا می گردند. بچه ها وقتی که در دنیای تخیل زندگی می کنند، شاد و مهربان و خوش خوی اند. در حالی که وقتی به آرامی وارد دنیای واقعیت می شوند به موجوداتی بد اخلاق، عیب جو، عصبی و افسرده تبدیل می شوند. بررسی ما روی دنیای تخیل کودکان از یک سال به بعد قابل صورت بندی است. زیرا که کودکان تخیل پیش از یک سالگی را به یاد نمی آورند.

یکی از خیالاتی که کودکان به یاد نمی آورند، موضوعی دارد که خانم کلاین برای ما تشریح کرده اند: ایشان می گویند که وقتی بچه های کوچولو پستان مادر را می مکند، شیر که به دهانشان می آید، خیال می کنند که قطره قطره مادر را می خورند. این اولین مکانیسم دفاعی ماست، مکانیسم دفاعی «جذب». پس از این موضوع خانم کلاین واژه ی «آدم خواری» را طرح می کنند. احساسی که همه ما در تمام طول زندگی داریم. مثلاً گاهی که بچه های کوچولو را می بوسیم می خواهیم آنها را بخوریم، همین کلام را نیز به بچه ها می گوییم. این احساس آدم خواری است. بزرگ تر ها هم گاهی این احساس را دارند، این احساس یک تخیل است.

 

ویژگی های دنیای تخیل کودکان

دنیای تخیل کودکان بسیار عجیب و دارای سه شاخص است.

  1. در دنیای تخیل کودکان همه چیز و همه کس مینیاتوری اند.موجودات «لی لی پوتی» اند. از این روست که ما برای خردسالان کارتون می سازیم. مثلاً فیل ها را کوچولو می بینند. دست ها را صاف نگه می دارند در خیال خود بیست پدر و مادر را می بینند که روی دست هاشان راه می روند!
  2. در دنیای تخیل کودک رئیس وجود ندارد. همه با هم هم طرازاند. اگر رئیس باشد، خود آنها هستند.
  3. موجودات تخیل کودکان مهربان اند. همه با هم دوست اند. بچه گربه با بچه سگ دوست و هم بازی است.

بدین جهت بچه های کوچولو برای لحظاتی خیال می کنند که چه مادر و پدر های مهربانی دارند. بعد به صورت خشمگین آنها نگاه می کنند، می بینند که از چشم آنها آتش زبانه می کشد، از ترس به دنیای تخیل خود نزد مادران خیالی باز می گردند. مادر که با او بازی می کند و به او می گوید: «اگر چیزی نمی خواهی نخور!» رفتار ما با بچه ها بسیار بد است. این رفتار نادرست ما سه دلیل دارد:

  1. دوستی زیاده از حد ما نسبت به بچه ها.
  2. اضطرابی که ما در مورد بچه ها داریم.
  3. چیزی جز این رفتار به ما یاد نداده اند.

پنجاه سال است که در هیچ جای دنیا با بچه ها چنین رفتاری صورت نمی گیرد. وقتی بچه ها سر سفره می نشینند باید همان طور که در رستوران می پرسند، از آنها بپرسیم : چه می خواهید؟ اگر گفتند: پفک تنها پفک را در ظرف او بریزید. هیچ چیز دیگری هم ندهید. بعد خودتان غذای اصلی را آنقدر قشنگ و با آب و تاب در برابر آنها بخورید که آنها هوس کرده از شما تقاضا کنند: «از این غذا به ما هم بدهید» آن وقت از این غذا به آنها ندهید! بگویید شما سفارش پفک دادید، که آوردیم. اگر خیلی اصرار کردند فقط یکی دو تا قاشق بدهید که بخورند.

روش زور کارایی ندارد، هیچ حیوانی مثل انسان فرزندان خود را اذیت نمی کند. حیوانات اگر بی میلی بچه های خود را ببینند، به آنها غذا نمی دهند.

به بچه ها از یک تا شش سالگی باید اجازه داد که دست کم روزی شش ساعت در دنیای تخیل خویش تنها باشند. گاه پیش می آید که پس از تکمیل تخیل، کودکان در میان اسباب بازی های خود می خوابند، زیرا در آن میان به آرامش می رسند. خیال همیشه چیز خوبی است، اما بچه ها خیال خود را باور دارند و می خواهند زندگی را مانند دنیای تخیل خود بسازند. بچه هایی که پس از بیدار شدن از خواب نق می زنند از تمام شدن رویا شکایت دارند و دلخوراند، آنها دوست ندارند که ما را ببینند بلکه علاقه دارند که در رویای خود باشند.

اوج تخیل کودکان از سن سه تا شش سالگی است. گوشه ای می نشیند با میز، با دیوار صحبت می کنند. کودکان از آن رو با اشیاء صحبت می کنند که انها ساکت اند و به سخن آنها گوش فرا می دهند و ما به آنها گوش نمی دهیم. بسیاری از بچه ها با مادر بزرگ های خود صحبت می کنند. بچه ها باید با کسی حرف بزنند و گرنه دچار اشکال می شوند. اگر فرزند شما با اشیاء صحبت می کند، شاید آرزوی داشتن یک شنونده ساکت را دارد.

مکانیسم دفاعی تخیل یک مکانیسم دفاعی طبیعی شناخته می شود. با این وجود در اوج دوره تخیل بد نیست که گاهی با نقل داستانی یا قصه ای بچه ها را از خلوت خودشان خارج سازیم که بیش از اندازه به دنیای خیال پناه نبرند. کودکان پس از گذراندن دوره تخیل پلی به دنیای بازی می زنند. این پل که دو دنیای کودکان را به هم مربوط می کند، باید که با تلاش ما ایجاد شود، تلاشی که زندگی ما را کمی به دنیای تخیل کودکان نزدیک می سازد.

انسان بزرگسال طبیعی موجودی است که بالاترین اندازه از سازگاری با شرایط محیط زندگی را دارد. آنها که معتقدند که دیگران اشکال دارند، در دنیای تخیل زندگی می کنند. انسان طبیعی با ناداری و دارایی خوشنود و شادمان است. شکایت مردم دلیل روشن نقص های آنهاست. آنان که واقعیت را می دانند و پذیرفته اند، در تمام مقاطع زندگی با واقعیت موجود کنار می آیند.

عیب گیری از شرایط زندگی و اطرافیان نشانه ادامه زندگی فرد در دنیای تخیلی کودکان است.

  • امروزه اعتقاد بر این است که برخی از مردم به طور ارثی تخیلی اند.
  • برخی از خانم ها تخیل را حقیقت درجه اول می انگارند و واقعیت را حقیقت درجه دوم.
  • محتوای تخیل بر حسب رفتار خانواده ها تفاوت می کند. بچه ای از خانواده مهربان، تخیلات مهر آمیز دارد و بچه ای از خانواده خشمگین و عصبانی، تخیلات خشم آلود دارد. داستان گوئی ما نقش مهمی در ساختار تخیل کودکان بازی می کند. هر داستان که برای آنها نقل می کنیم، یک راست به دنیای تخیل آنها راه می یابد.
  • پسران تخیلاتی پرخاشگرانه دارند. بر اساس رابطه بین تخیلات پر خاشگرانه و بازی، پسران بازی هایی چون دزد و پلیس دارند.
  • تخیل پسران محدود تر از دختران است.
  • به نظر می رسد که تخیل پسران سیاه و سفید باشد.
  • دختران تخیلاتی جادویی و سیندرلایی دارند.
  • تخیلات دختران تمام رنگی است. دختران کوچولو خوی زیست مایه ای (لیبیدینال) دارند.

رفتن به دنیای تخیل و فرار از واقعیت برای لحظاتی از طول روز لازم و مفید است. اما هرگز نباید تخیل خود را باور کنیم!

ما در زمینه دنیای تخیل کودکان تحقیقات بسیاری داریم. از کودک می پرسیم: «چه خیالی به سرت می آید؟» می گوید: «این خیال که جایی است که هر خوراکی ای که بخواهم انجاست و می توانم بخورم» یعنی بچه ها تمام محرومیت های زندگی خود را در تخیل جبران می کنند. اگر مادران این تخیلات را بدانند زندگی را به تخیل کودک نزدیک می کنند. مثلاً چه اشکالی دارد که به بچه بگوییم: «هرچه می توانی بخور؟!» هیچ! در مقابل نتیجه آن است که با بچه های کوچولو صلح خواهیم کرد. صلح کنیم که غصه بسیار نخورند. همان مادران خیالی و مهربان انان باشیم که با نگاهی مهربان، با صدایی آرام به کودکان اجازه بر آوردن آرزوهای کوچولوی آنها را می دهند. نه آن مادر واقعی با چشم های خون گرفته، از حدقه بیرون آمده و صورت پف کرده و خشمگین که با کلام زشت با فریاد دستور می دهد!

بر اساس این تفاوت است که همه ما یک مادر خیالی و یک مادر واقعی داریم و غالباً هنگام انتخاب همسر الگوی ما، مادر خیالی ماست.پس از ازدواج می بینیم که از آن مادر واقعی بد تر است. مرد ها در جریان ازدواج دنبال مادر خیالی می گردند، و زنان نیز دنبال پدر خیالی هستند.

می توان تخیل را کاملاً عادی دانست. تخیل یکی از لوازم هنر است. برای رشد و ترقی در هر هنری، قدری تخیل ضروری به نظر می رسد. هر نوع محرومیتی تخیل ما را بر می انگیزد. در دنیای خیال خود را محروم نمی بینیم.

وقتی با بچه ای بد رفتاری شود، بچه وارد دنیای حیرت زای تخیل می شود که با واقعیت فاصله زیادی دارد، از این دنیا به سوی دو مقصد می توان حرکت کرد، مقصد اول آرامش است و هم از این روست که بزرگسالان نیز با تخیل آرام می گیرند.

مقصد دوم ورود به دنیای هنر است.

تخیل بر حسب سن و جنس تفاوت دارد. تخیل یک پسر ده ساله جیمز باندی است و همان پسر در سن پنجاه سالگی تخیل حرفه ای و اقتصادی دارد. از دنیای خیال بچه ها یک مکتب فلسفی داریم. مکتب فلسفی «اصالت وجود» که «سارتر» آن را تبیین کرده است. زیر بنای این مکتب تخیل بچه هاست. بشر موجودی مهربان است. موجودی ویژه در میان سایر موجودات کره زمین است، اما به مرور زمان با بزرگ شدن و ترقی دانش و تجربه همین انسان به موجودی شرور تبدیل می شود!

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب انسان در مسیر زندگی
صاحب اثر: دکتر محمد مجد
موقعیت مطلب: فصل دوم
صفحات: صفحه 207
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/9

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.