اوتیسم، چگونگی تشخیص و سنجش بیماری اوتیسم و آسپرگر

کمتر از 50 درصد کودکان مبتلا به اوتیسم علائم اختلال را هنگام تولد نشان می دهند. بیش از نیمی از کودکانی که اختلالی آن ها اوتیسم داده شده است یک دوره رشد طبیعی را قبل از توقف آن و از دست دادن قابل توجه مهارت های کسب شده تجربه می کنند. این تغییر در رشد معمولا در سنین بین 18 تا 24 ماهگی اتفاق می افتد. اختلال کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر ممکن است تا زمان بروز مشکل در زمینه تفکر انتزاعی، تعامل اجتماعی و ناکامی افزایش یافته، پنهان بماند. معمولا اختلال کودک مبتلا به سندرم آسپرگر با مشکلات رفتاری و مربوط به توجه اشتباه گرفته می شود و همین مسئله موجب تاخیر در درمان و برنامه ریزی آموزشی موثر می شود.

 

تشخیص و سنجش اولیه افراد مبتلا به اوتیسم و آسپرگر

فرآیند تشخیصی اولیه، موجب بیشترین ترس در خانواده و کودک می شود. تیم درمان که معمولا مرکب از مربیان و متخصصان حوزه سلامت و پزشکی است اغلب چند ساعت به دفعات به ارزیابی کودک می پردازند. این ارزیابی ممکن است مصاحبه مفصل با والدین را نیز شامل شود. ارزیابی کودک ممکن است توسط هر یک از افراد تیم بهداشتی به صورت جداگانه و یا به شیوه ای که به آن سنجش پیوسته گفته می شود صورت گیرد. در سنجش پیوسته همزمان بیش از یک ارزیاب، با کودک در تعامل است و یا همگی همزمان در اتاق سنجش حضور دارند. والدین و کودک در جریان سنجش ممکن دچار آشفتگی شوند. بنابراین ضروری است جریان سنجش به گونه ای تنظیم شود که بهترین اطلاعات را با کمترین میزان فشار روانی برای اعضاء خانواده فراهم کند.

گسترده عملکرد شناختی مرتبط با اوتیسم از نقایص شدید تا توانایی های بالاتر از متوسط را شامل می شود. بدیهی است سنجش دقیق توانمندی شناختی بسیاری از افراد مبتلا به اوتیسم دشوار است. ماهیت سنجش شناختی نیازمند انگیزش و توجه است، یعنی دو حوزه ای که ابهام هایی در مورد آن ها در اشخاص مبتلا به اوتیسم وجود دارد. بسیاری از آزمون های شناختی زبان محورند و اجرای موفقیت آمیز آن ها مستلزم مهارت های پردازش و تولید کلامی موثر است. با توجه به این که آزمون های غیرکلامی مستلزم انگیزش و جلب تولید پاسخ دهنده می باشند می توان از مقیاس های غیرکلامی در دسترس، برای سنجش شناختی در موقعیت های مختلف استفاده کرد.

یکی از مشکلات مربوط به استفاده از آزمون های استاندارد شده برای ارزیابی و سنجش کودکان مبتلا به اوتیسم، تعداد اندک ابزارهایی از این نوع برای مبتلایان به اوتیسم است. همچنین، ماهیت این نوع سنجش انعطاف پذیری لازم را به هنگام اجرا محدود می کند و تاوان این مسئله را بی جهت افراد مبتلا به اوتیسم می پردازند. در نتیجه پایایی این قبیل مقیاس ها با تردید روبروست. این نوع سنجش ممکن است به دلیل تغییرپذیری عملکرد روزانه و گاهی لحظه ای افراد مبتلا به اوتیسم با مشکل مواجه شود. فرد مبتلا به اوتیسم ممکن است در ضمن جلسه اجرای آزمون دچار حواسپرتی و یا بی توجهی شود. علاوه بر این از آن جا که انگیزش بخش مهمی از عملکرد موفقیت آمیز کودکان مبتلا به اوتیسم به حساب می آید، ماهیت سنجش های استاندارد ممکن است موجب محدودیت انگیزش شود.

 

ابزار هایی جهت غربالگری کردن کودک مبتلا به اوتیسم

به منظور تسهیل سنجش آغازین، باید ابزارهایی انتخاب شوند که فراهم کننده اطلاعات مورد نیاز در زمان معین باشند. ابزارهای مختلفی برای غربال کردن و تشخیص کودک مبتلا به اوتیسم و سندرم آسپرگر وجود دارد. داشتن اعتبار و روایی از جمله الزامات ابزارهای انتخابی است. چندین ابزار غربال گری وجود دارند که به لحاظ ویژگی های روانسنجی از دقت لازم برخوردارند. این ابزارها عبارتند از؛ پرسشنامه سنین و مراحل، ارزیابی والدین از وضعیت رشد و مقیاس رفتار سمبولیک وارتباطی – نیمرخ رشدی (CSBS-DP) و چکلیست کودک نوپا. تمامی مقیاس های یاد شده تقریبا از 80 درصد اختصاصی بودن (منفی کاذب کمتر) و حساسیت (مثبت کاذب کمتر) برای شناسایی تاخیرات رشدی کمتری برخوردارند. علاوه بر ابزارهای غربالگری کلی، چند وسیله غربالگری خاص اوتیسم وجود دارد. به دلیل ماهیت پیچیده بررسی بالینی کودکان خردسال مبتلا به اوتیسم، شواهد تجربی اندکی در حمایت از کاربرد این ابزارها وجود دارد.

کارکنان مراکز مراقبت های بهداشتی و موسسات آموزشی، با بکارگیری آن ها برای کودکانی که قبلا به عنوان افراد مبتلا به ناتوانی های رشدی شناسایی شده بودند. اعتبار محدودی برای این ابزارها، پیدا کرده اند. لیکن اعتبار این ابزارها در شکل کلی و به عنوان ابزارهای غربالگری خاص-اوتیسم، پیش از آن که برای جمعیت عمومی بکار گرفته شوند نیازمند بررسی بیشتر است. ابزارهای غربالگری خاص – اوتیسم؛ چکلیست اصلاح شده اوتیسم در کودکان نوپا (M-CHAT)، آزمون غربالگری اختلالات نافذ رشدی، ویرایش دوم (PDDST-II)، آزمون غربالگری اوتیسم در دو سالگی (STST)، مشاهده نظامدار پرچم های قرمز (SORF) ؛ از حساسیت و گزینندگی محدودی برخوردارند اما از لحاظ روانسنجی تجدید نظرهای امیدبخشی در آن ها صورت گرفته است.

 

ابزارهای تشخیصی اختلال اوتیسم

مقیاس مشاهده تشخیصی اوتیسم (ADOS)

مصاحبه تشخیصی اوتیسم، تجدید نظر شده (ADI-R)

مقیاس درجه بندی اوتیسم کودکی (CARS)

مقیاس درجه بندی اوتیسم گلیام (GARS)

 

ابزارهای تشخیصی سندرم آسپرگر

در زمینه تشخیص سندرم آسپرگر، حداقل چند مطالعه این سوال را مطرح کرده اند که آیا سندرم آسپرگر شکل دیگری از اوتیسم است یا اختلالی مجزا و متمایز است؟ هر چند مطالعات انجام شده تمایز اوتیسم و آسپرگر را در سطح گروهی بیان می کنند، اما تغییر پذیری در سطح فردی به گونه ای است که تمایز بین این دو اختلال را با چالش مواجه می کند. در نتیجه در مقایسه با اوتیسم ابزارهای سنجش به مراتب کمتری برای تشخیص سندرم آسپرگر وجود دارد.

مقیاس تشخیصی سندرم آسپرگر (ASDS)

مقیاس اختلال آسپرگر گلیام (GADS)

نمیرخ روانی – آموزشی، تجدی نظر سوم (PEO-3PEO-3)

نمیرخ روانی – آموزشی نوجوان و بزرگسال (AAPEP)

نظام ارزیابی رفتار کودکان (BASC)

مقیاس رفتار سازگارانه واینلند (VABS)

 

ابزارهای ارزیابی درک و تولید زبان

علی‌رغم این که آزمون های میزان شده بسیاری برای ارزیابی درک و تولید زبان در دسترس می باشد، هیچ یک تا کنون داده هایی خاص افراد مبتلا به اوتیسم و سندرم آسپرگر نداشته اند. با این حال چند ابزار توسط تحقیقات گذشته و تجربیات بالینی خود پیشنهاد می گردند.

آزمون پردازش زبان – 3 (LPT-3)

آزمون درک شنیداری زبان – 3 (TACL-3)

آزمون توانش زبانی، نسخه گسترش یافته (TIC-EE)

آزمون حل مسئله – مقدماتی 3 (TOPS-3)

آزمون حل مسئله – نوجوانی (TOPS-A)

 

سنجش غیررسمی

یکی از عناصر ضروری هرگونه ارزیابی ارتباطی، سنجش ارتباط کارکردی یا سنجش ارتباط مرجع است. هدف از سنجش ارتباط کارکردی،تعیین سطح فعلی ارتباط کارکردی کودک و برنامه ریزی مداخلاتی است که مهارت های موجود براساس آن ساخته می شود. برای انجام این نوع سنجش، چند شیوه ارزیابی به وجود آمده است. اکثر شیوه های سنجش ارتباط کارکردی، در قالب مصاحبه و یا مشاهده انجام می شود. پس از جمع آوری داده ها، درمانگر می تواند مهارت های ارتباطی بجا را تعیین کرده و نیز مهارت هایی که بیشترین نیاز را به کاهش فشار روانی، اضطراب، ناکامی و رفتار انحرافی دارد مشخص نماید. ارزیاب به مشاهده کودک می پردازد و ممکن است برای تعیین زمان و چگونگی بیان خواسته ها و تمایلات روزمره از سوی کودک با مراقبین او مصاحبه کند.

نگاره کاربردی محتوایی شکل (CFU) برای پیگردی کردن رشد طبیعی زبان طی 18 سال گذشته زندگی فرد بکار می رود. متخصصان آسیب شناسی زبان – گفتار، که ضرورت تهیه الگویی رشدی جهت راهنمایی طرح درمان کودکان مبتلا به اوتیسم و دیگر اختلالات ارتباطی را درک کرده اند، از این نگاره برای پیگردی کردن اکتساب معانی و پیچیدگی گرامری و نیز کارکرد ارتباطی هر یک از تولیدات زبانی کودک بهره می برند.

و سرانجام این که، ارزیابی های مجموعه ای، برای کودکان مبتلا به اوتیسم و برخی از کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر، به شکل فزاینده ای در حال رایج شدن است. در این شیوه ارزیابی بجای تکیه کردن به آزمون های میزان شده، می توان نمونه کارهای معرف کودک در یک دوره زمانی را جمع آوری کرده تا توانایی ها و مهارت های واقعی واقعی کودک را نشان دهد. این رویکرد مستلزم مشارکت دانش آموز و معلم در انتخاب قطعاتی است که در بسته سنجشی قرار دارد، این بسته سنجشی باید حاوی لیست محتوا یا فهرست راهنما، شرح مختصر محتویات و چرایی آن، داده های مربوط به مهارت زندگی روزمره و مهارت تحصیلی، داده های سازگاری/رفتاری و مواردی افزون بر این باشد. گنجاندن نمونه کارهایی در موضوعات و طبقات مختلف ضروری است.

 

چه کسی می تواند اوتیسم و آسپرگر را تشخیص دهد؟

هنگامی که از منظر دقیق پزشکی قصد پاسخ به این سوال را داریم جواب آن آسان است، چرا که؛ هر دو اختلال مذکور از لحاظ ملاک های تشخیصی، اشتراکات و نکات افتراقی دقیقی دارند اما آثار اوتیسم و سندرم آسپرگر به مراتب فراتر از تشخیص های پزشکی است. اوتیسم و سندرم آسپرگر هر دو بر کودک، خانواده، مدرسه، اجتماع و بسیاری حوزه های دیگر تاثیر می گذارند. این اثر گسترده، موجبات همکاری متخصصین حوزه پزشکی و غیر پزشکی با یکدیگر را فراهم می کند. پس از تشخیص بیماری توسط متخصص رشدی اطفال، متخصص اعصاب، روانپزشک یا روانشناس، کودک مبتلا به اوتیسم و آسپرگر در طول دوره برنامه آموزشی و پس از آن در تعامل مهم و درازمدتی با معلمین متخصص در امر تعلیم و تربیت، متخصصین آسیب شناسی زبان – گفتار، متخصصین کاردرمانی و ورزش درمانی قرار می گیرند. این بدین معناست که تشخیص این دو اختلال محدود به متخصصان پزشکی نیست. وجود تشخیص های دقیق و روشن آموزشی برای استفاده گروه های مختلفی از متخصصان، بدون این که ضرورتا افراد حوزه پزشکی را شامل شود، از ضرورت ها محسوب می شود.

 

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب اوتیسم و سندرم آسپرگر
صاحب اثر: دکتر لین آدامز
موقعیت مطلب: فصل چهار
صفحات: خلاصه ای از صفحه 80 تا صفحه 98
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/23

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.