اصلاح دروغ گویی در کودکان

همه ما در بسیاری از مواقع دروغ می گوییم و با تغییر شکل دادن واقعیت می کوشیم دروغ هایمان را توجیه کنیم؛ ولی وقتی یکی از کودکانمان دروغ کوچکی می گوید، بسیار عصبانی و برآشفته می شویم. فهم تفاوت میان واقعیت و دروغ مشکل است و شکل گیری این فهم در کودک، به زمان نیاز دارد.

دکتر ژان پیاژه روان شناس تکاملی معروف کشف کرد که کودکان تا حدود چهار سالگی بر اساس خشنودی والدینشان رفتار می کنند. بدین معنا که: «هر چیز مامان و بابا رو خوشحال کنه خوبه و هر چیزی باعث بشه عصبانی و ناراحت بشن بده.» بی تردید، اگر دختر کوچکی به مادرش بگوید که گلدان مورد علاقه آن را شکسته است، مادرش خیلی عصبانی می شود. از آنجا که عصبانی کردن مادر بد است، راه حل واضح و روشن کودک این است که بگوید گلدان را نشکسته. و به همین ترتیب، کاملاً طبیعی و عادی است که کودکی در حالی که دور لب و دهانش آغشته به مربا است، مستقیم به چشمان مادرش نگاه کند و بگوید که اصلاً روحش از وجود مربا خبر نداشته!

گرچه ممکن است داستان این واقعیت عصبانی کننده باشد؛ ولی یاد گرفتن تفاوت بین حقیقت و دروغ و افسانه نیاز به زمان دارد. حتی کودکان کلاس اول هم ممکن است به خوبی این تفاوت را درک نکرده باشند.

زمانی که کودک به تشخیص میان واقعیت و رویا می پردازد، همچنین یاد می گیرد که دروغ، دروغ است حتی اگر مصلحتی باشد. در حدود هفت سالگی، کودک نسبت به دروغ گفتن احساس بدی پیدا می کند، حتی اگر کسی متوجه دروغ گویی او نشده باشد. کودک در این سن، مفهوم کاربرد، مجازات و جنایت را درک می کند و شاید می ترسد که حتی اگر والدینش برای دروغ گویی اش او را تنبیه نکنند، خدا او را مجازات کند. کودک در حدود یازده یا دوازده سالگی به ارزیابی واقعیت ها می پردازد که طبق نظریه دکتر پیاژه، نشانگر بلوغ و تجربه کودک است. در این سن، کودک این موضوع را درک می کند که جامعه بر مبنای اعتماد بنا شده است و اگر نتواند اعتماد مردم را جلب کند، شکست خواهد خورد. آرمانگراهای فردا، همان جا است که شکل گیری شخصیت خود را آغاز می کنند.

بنابراین، دروغ گویی و راستگویی در سنین مختلف، تعابیر مختلفی دارد. وقتی کودکتان دروغ می گوید آن را یک مشکل شخصیتی نپندارید، بلکه از راه حل هایی که در پی آمده اند استفاده کنید تا کودک، بر حسب سطح فهم و درکش بتواند راستگو باشد.

 

مفهوم حقیقت را به کودک بیاموزید

در اینجا روش هایی به کودک دو، سه یا چهار ساله تان ارائه شده تا تفاوت میان حقیقی و غیر حقیقی را دریابید.

* از مواقع بازی استفاده کنید. در هنگام بازی، موقعیت های فراوانی وجود دارد که با کودک، تفاوت بین واقعیت و رویا را تمرین کنید. مثلاً فرض کنید که پدر کودک، برای او شکلک در می آورد و وانمود می کند که هیولاست و کودک، حتی اگر پدرش ماسک بر چهره اش نداشته باشد، باز هم می ترسد. شما به عنوان مادر، می توانید با کودک صحبت کنید و به او بگویید: آیا بابا واقعاً یک هیولاست؟ آیا اصلاً می شود بابا یک هیولا باشد؟ اصلاً مگر هیولا وجود دارد؟ برای او توضیح دهید که دیو و هیولا و به قول بچه ها «لولو» واقعیت ندارد و «خیالی» هستند و نباید آنها را باور کند.

اتفاقات و مواردی که پیش می آیند، می توانند عامل شروع کننده بحث در این مورد باشند. برای کودک توضیح دهید که وقتی به او می گویید : «وای چقدر بچه شیرینی الان میام میخورمت» شوخی می کنید و نمی خواهید او را بخورید. گرچه ممکن است او را گاز بگیرید و دردش بیاید! از برنامه تلویزیونی، فیلم ها و کتاب ها بهره بگیرید تا در مورد تفاوت افسانه و حقیقت با کودکتان سخن بگویید. وقتی کودک در حال تماشای تلویزیون، به ویژه برنامه های کارتونی یا فیلم های پر تحرک است، درباره اینکه آیا امکان وقوع چنین چیزهایی ممکن است یا نه، صحبت کنید. توضیح دهید که چرا بله و چرا نه! آیا انسان می تواند پرواز کند؟ آیا سوپر من وجود دارد؟ آیا یک گربه می تواند یک دینامیت قورت دهد، و منفجر شود و بعد پا به فرار بگذارد؟ آیا اگر یک سگ، زیر غلطک آسفالت برود، مثل کاغذ پهن می شود و بعد به حالت اول بر می گردد؟

وقتی برای کودکتان داستان می خوانید، در پی فرصتی باشید که برای او تفاوت میان داستان و زندگی واقعی را توضیح دهید. از کتاب فروشی بخواهید که کتاب هایی مناسب سن کودکتان را به شما معرفی کند.

 

الگوی رفتاری خوبی برای کودکتان باشید

کودکان همچون دوربین فیلمبرداری هستند. هرچه را که می بینند و می شنوند،ضبط می کنند و بعداً آن را عیناً اجرا می کنند؛ به ویژه اگر فیلم را از اعمال کسانی که دوستشان دارند، ضبط کرده باشند. روشن است که والدین، نخستین کسانی هستند که کودک از آنها تقلید می کند؛ بنابراین بکوشید تا الگوی راستگویی برای کودکتان باشید.اگر در مکانی که باید بلیط بخرید، سن کودک را دروغ بگویید تا پول بلیط ندهید، بی تردید، کودک به این موضوع توجه خواهد کرد. حتی ممکن است او با گفتن این جمله : «من که سه سالم نیست. چهار سالمه!» شما را شرمسار کند. وقتی پلیس راهنمایی شما را به دلیل رد شدن از چراغ قرمز، متوقف می کند و شما برای اینکه جریمه نشوید، دروغ های بزرگ می گویید، کودک گیج می شود که چگونه می توانید داستان ببافید، ولی او نمی تواند.

بعضی دروغ ها نه تنها به کسی ضرری نمی رساند یا مساله ای را زیر سوال نمی برد، بلکه باعث می شود خیری به کسی برسد و خلاصه اینکه آن دروغ، کوچک و بی ضرر و مصلحتی باشد. تفهیم این مطلب برای کودک، بسیار دشوار است؛ ولی به مرور زمان، او تفاوت بین دروغ های زشت و رفتار درست اجتماعی را خواهد آموخت. از همین حالا بکوشید تا با رفتار درست خودتان، الگوی خوبی برای کودک باشید.

 

باعث دروغگویی کودک نشوید

اغلب، والدین به نحوی درباره اعمال ناشایست کودک توضیح می خواهند که باعث دروغگویی او می شود. تِد کوچولو در آشپزخانه در حالی که شیشه مربا شکسته وروی زمین در اطراف او پخش شده، ایستاده است. مادر تِد سراسیمه به آشپزخانه می دود و می پرسد: «تِد آیا تو از کمد بالا رفتی و شیشه مربا رو انداختی زمین؟» و تِد با نگاهی معصومانه می گوید: «نه...» حالا تِد به دردسر افتاده، چون هم شیشه مربا را انداخته و هم دروغ گفته است. در چنین شرایطی، حتی راستگو ترین کودکان نیز دروغ می گویند.

* سوال نکنید. به جای سوال کردن، به صورت جمله خبری به کودک بگویید که چه کاری انجام داده است. بهتر بود مادر تِد چنین می گفت: «واقعاً از دستت عصبانی ام، چون از کمد بالا رفتی و شیشه مربا را شکستی»!

* وقتی امری بدیهی است، انکار کودک را نادیده بگیرید و به اصل ماجرا بپردازید. اگر کاملاً اطمینان ندارید که کودک مقصر است، باز هم سوال نکنید. نظرتان را به روشنی بگویید. اگر گلدان شما افتاده و شکسته است و شما واقعاً فکر نمی کنید که تقصیر سگ باشد، به کودک بگویید: «فکر نمی کنم که کار سگ باشه، به نظرم تو این کارو کردی!»

 

جریمه دروغگویی را از جریمه رفتار های نادرست دیگر، جدا کنید

برای کودک توضیح دهید که اگر راست بگوید، کمتر عصبانی می شوید و دروغگویی جریمه او را دوبرابر خواهد کرد؛ و به گفته خود عمل کنید.

* تنبیه تان نباید انقدر سخت باشد که کودک ترجیح دهد دروغ بگوید. اگر کودک را به طور مدام و به شدت تنبیه کنید، او برای گریز از تنبیه، به دروغگویی خواهد پرداخت و بدین ترتیب او شانسش را امتحان خواهد کرد، اگر شما نفهمید که او دروغ گفته، از تنبیه شدن رهایی یافته است و اگر هم بفهمید چیزی را از دست نداده است. به خاطر داریم که کودکی گفت: «بدتر از تنبیه که نمی شه!» بنابراین، این کودک همیشه دروغ می گفت.

* ابتدا کودک را برای عمل نادرستش تنبیه کنید و بعد به مساله دروغ گویی او بپردازید و از پی آمد های خاصی استفاده کنید. بدین معنا که دو تنبیه جداگانه، که نباید خیلی شدید باشد، در نظر بگیرید. پی آمدی مناسب برای عمل نادرست کودک در نظر بگیرید و به علت دروغگویی، آن را کمی شدید تر کنید یا از جریمه مجزایی برای دروغگویی استفاده کنید و علت همه تنبیه شدن ها را برای کودک توضیح دهید.

اگر تنبیه بی اجازه دست زدن به شکلات ها این است که کودک دو روز شکلات نخورد، باید جریمه اضافی برای دروغگویی او، دو روز دیگر محرومیت از خوردن شکلات باشد نه یک هفته محرومیت. اگر کودکتان به شما می گوید که به منزل دوستش می رود، ولی سر از جای دیگری در می آورد و می خواهید او را سه روز از بیرون رفتن از خانه محروم کنید، جریمه دروغگویی او نباید بیش از اضافه کردن سه روز دیگر باشد. به این ترتیب، کودک خواهد فهمید که با راستگوی، جریمه اش نصف حالتی خواهد بود که دروغ بگوید.

 

راستگویی را تقویت کنید

تقویت راستگویی، حتی مهم تر از جریمه کودک به علت دروغگویی است. شما باید کودک را به رفتار های شایسته ای چون راستگویی و درستکاری، ترغیب کنید.

* کودک را برای راستگویی اش تحسین کنید. این روش، ساده ترین راه برای تشویق راستگویی است. اطمینان یابید که کودک را به گونه ای متناسب با سنش تحسین می کنید.

برای مثال، شما با کودک سه، چهار ساله ای روبه رو می شوید که شیشه مربا را شکسته است. کودک، مکث کوتاهی می کند و به جای اینکه بگوید: «من نکردم»، می گوید: «ببخشید» فوراً به او بگویید، از راستگویی او بسیار خوشحالید و رفتارش عالی است؛ بعد جریمه ای برای شکستن شیشه مربا تعیین کنید.

* دفتری برای راستگویی تهیه کنید. دفتری تهیه کنید و اعمال و رفتار خوب کودک از جمله راستگویی او را در آن بنویسید. این کار را هر روز انجام دهید . در حضور کودک، بخش هایی از یادداشت ها را برای افراد دیگر بخوانید.

* برای راستگویی به کودک پاداش دهید. در صورت امکان، از پی آمدهای منطقی برای پاداش دادن به راستگویی استفاده کنید. اگر کودک به شما راست می گوید که کجا بوده، به او بگویید، از این به بعد به او اطمینان دارید و به او اجازه خواهید داد به جاهای بیشتری برود. اگر دیدید کودک، همیشه سر وقت بر می گردد و فقط به محل های مجاز می رود، این رویه را ادامه دهید و به او اطمینان کنید.

اگر کودک شما قبل از اینکه شما بفهمید، نزد شما آمده و گفت که چه کار کرده، او را کمتر از حالت معمول تنبیه کنید. البته، اجازه ندهید کودک از این روش برای فریب دادن شما استفاده کند. در صورتی که کودک، سابقه دروغگویی دارد، استفاده از پاداش ها و نمودار های پیشرفت، می تواند کمک کننده باشد. وقتی اسکات که قبلاً زیاد دروغ می گفته، به درستی می گوید که کتابش را در مدرسه جا گذاشته است، به او پاداش دهید و کمک کنید تا راه حل مناسبی برای این مشکل بیابد. وقتی رفتار راستگویی را در کودک تقویت و تثبیت کردید تحسین ها و پاداش ها را به تدریج کاهش دهید.(بخش 4-2 و 5-2 را برای پرداختن به جزئیات پاداش ها و نمودارها ببینید.)

 

در صورت دروغگویی مداوم و جدی، از یک متخصص کمک بخواهید

کودکان بزرگتر از ده ساله ای که به طور مداوم دروغ های بزرگ می گویند، ممکن است دچار مشکلات جدی عاطفی و روانی باشند. برخی کودکان، نمی توانند بین رویا و واقعیت تفاوتی بگذارند.

برخی دیگر می دانند که به رویا بافی مشغولند؛ ولی اصلاً از این موضوع احساس ناراحتی نمی کنند. تمام این کودکان به مشورت با یک متخصص نیازمند هستند.

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب چگونه با کودکم رفتار کنم
صاحب اثر: دکتر گاربر
موقعیت مطلب: بخش هفتم
صفحات: صفحه 239
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/21

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.