رشد جنینی، قبل از آنکه فرزند شما به دنیا بیاید

رشد جنینی

آیا هنگامی که به تغییرات حیرت انگیزی که یک تخمک لقاح یافته را به یک نوزاد تبدیل می کند می اندیشید، واقعاً شگفت زده نمی شوید؟ هنگامی که اغلب زنان متوجه می شوند که باردار شده اند؛ یعنی حدود پنج هفته پس از آخرین عادت ماهانه، جنین به طور تقریبی کامل شده است. تخمک لقاح یافته، به شکل یک صفحه قرص مانند و دارای لایه های متعدد است. از لایه داخلی، اندام های داخلی و از لایه میانی سلول ها، استخوان ها و عضلات و از لایه بیرونی، اعصاب مغزی و نخاع شکل می گیرد. هشت هفته بعد از لقاح (حدود ده هفته بعد از آخرین عادت ماهانه) همه اندام های اصلی شروع می کنند به شکل گرفتن و جنین، چهره ای انسانی پیدا می کند. ولی باز هم بیش از پنج سانت طول و بیش از صد گرم وزن ندارد.

چهار یا پنج ماهگی، یعنی درست در لحظه ای که جنین به نیمه راه رسیده است، مرحله بسیار مهمی است. در این مرحله رشد جنین سرعت حیرت انگیزی پیدا می کند و شما برای نخستین بار، حرکت نوزاد را در شکم خود احساس می کنید. در این مرحله، حتی اگر سونوگرافی هم انجام ندهید، لگد ها و تقلاهای مختصر او به عنوان نخستین مدرک اثبات حضور حقیقی او در رحم شما، لحظه بسیار هیجان انگیز و حیرت آوری است.

پس از حدود 27 هفته ، هنگامی که جنین وارد سه ماهه سوم می شود، نام این بازی، رشد و رشد و رشد، بیشتر می شود. قد جنین دوبرابر می شود و وزن او سه برابر ، و مغز او حتی از این هم سریع تر رشد می کند. در همین حال، رفتار های جدیدی پدیدار می گردد. در هفته 29 بارداری، نوزاد در پاسخ به صدایی بلند و ناگهانی از جا میپرد، ولی اگر صصدا هر 20 دقیقه یکبار، کمتر یا بیشتر، تکرار شود، نوزاد به زودی به آن عادت می کند و دیگر واکنشی نشان نمی دهد. این رفتار که به آن «خوگیری» می گویند، شاهدی بر پیدایش حافظه است.

اگر صدای دلپذیری تکرار شود، (برای مثال صدای شما که دارید شعر می خوانید) احتمال دارد نوزاد جنینی شما آن را هم به خاطر بسپارد. نوزادان پس از تولد ترجیح می دهند به جای صدای غریبه، به صدای مادرشان گوش هند. اگر شما در سه ماهه سوم بارداری، آهنگ محبوبی را مکرر بنوازید، این احتمال وجود دارد که نوزاد شما قبل و یا بعد از تولد، آن قطعه را دوست داشته باشد. تردیدی وجود ندارد که آموزش ، قبل از تولد آغاز می شود؛ ولی این به آن معنا نیست که شما باید همراه با لباس های دوران بارداری، وسایل کمک آموزشی را هم تهیه کنید. هیچ کس تا به امروز به این نتیجه نرسیده است، که آموزش چیزی به یادگیری جنین می افزاید، بلکه به جای آن محرکات طبیعی، از جمله صدای شما و ریتم بدن شماست که موجب رشد و تغذیه جسمی و روحی نوزاد می شود.

 

در هر بارداری احساسات متفاوت هستند

هنگامی که صاحب یک یا دو فرزند هستید، تولد یک فرزند دیگر چندان دشوار به نظر نمی رسد، ولی ممکن است گاهی در جریان هر حاملگی ذهنیت یک مادر، در مقابل این فرآیند طغیان کند. گاهی به دلایلی بسیار آشکار، گاهی یک دوره حاملگی، با فشار و تنش طی می شود. ممکن است کودک ناخواسته باشد، یکی از والدین در کارش دچار تنش و نگرانی شده باشد؛ یکی از اعضای خانواده دچار بیماری مزمن و حادی شده باشد و یا بین پدر و مادرهماهنگی وجود نداشته باشد. شاید هم توضیح آشکاری برای این موضوع نتوان پیدا کرد.

ممکن است مادری هم که واقعاً دلش بچه می خواهد، دچار تردید های ناگهانی شود و از خود بپرسد که آیا وقت، انرژی و ذخیره نامحدودی از عشق را که برای نگهداری از فرزندی دیگر ضروری است، در اختیار دارد؟ یا شاید تردیدهای درونی در پدری پدید آید که احساس کند همسرش بیش از پیش مشغول بچه ها شده و از او غافل مانده است. در هر دو صورت، بی قراری یکی از طرفین ، ممکن است باعث تخریب روحیه طرف مقابل شود. ممکن است زن یا شوهر با پیشرفت بارداری و ادامه نگرانی ها ، دیگر چیزی نداشته باشند که به همسر خود ببخشند.

من نمی خواهم کاری کنم که اجتناب از این واکنش ها ناممکن به نظر برسد، بلکه فقط می خواهم به شما اطمینان خاطر بدهم که وقوع چنین احساساتی، حتی در بهترین پدر و مادر ها هم وجود دارد و در واقع بخشی از آشفتگی عاطفی در دوره بارداری و در اکثر موارد، موقتی است. در بعضی از موارد، قبل از آنکه نوزاد به دنیا بیاید، با این گونه احساسات، می توان مقابله کرد. پدر و مادر هایی که در دوره بارداری زن دچار احساسات منفی نمی شوند، ممکن است برای نخستین بار؛ هنگامی که نوزاد به دنیا می آید و همه انرژی عاطفی آنها صرف نگهداری از او می شود، گرفتار این احساسات بشوند.

 

احساسات پدر در دوران بارداری زن

ممکن است یک مرد با احساسات گوناگونی نسبت به بارداری زن واکنش نشان دهد؛ از جمله مراقبت همراه با وسواس از زن، افزایش شادی از ازدواج با او، احساس غرور به خاطر توانایی در بچه دار شدن (چیزی که مردها تا حدی از بابت آن نگران هستند)، شادمانی پیشاپیش از فرزند دار شدن. نگرانی در حد معقول در این باره که: «آیا برای این بچه پدر خوبی خواهم بود؟» این نگرانی بسیار طبیعی است، به خصوص برای مردانی که احساس می کنند کودکی آنها با دشواری همراه بوده است.

این احتمال هم وجود دارد مرد به شکل کاملاً پنهانی، احساس کند که او را از یاد برده اند، درست مثل احساسات کودکان خردسال که با دیدن بارداری مادرشان تصور می کنند که دیگر کسی آنها را دوست ندارد. ممکن است این احساس به صورت کج خلقی با همسر، گذراندن اوقات شبانه با دوستان مرد و یا خوش و بش کردن با زنان دیگر جلوه کند. این نوع واکنش ها متداول هستند، اما به زن که در آغاز مرحله ناآشنایی زندگی خود به حمایت بیشتری نیاز دارد، هیچ کمکی نمی کند. پدرانی که درباره احساساتشان می توانند صحبت کنند، اغلب متوجه می شوند که عواطف منفی شان (ترس، حسادت) از بین می رود و جای آنها را احساسات مثبتی (چون هیجان، احساس پیوند وابستگی) میگیرد.

 

پدر حامی به هنگام بارداری و زایمان

انتظاراتی که در دهه های گذشته از پدران وجود داشت، اکنون بسیار تغییر کرده است. در گذشته، یک پدر تصورش را هم نمی کرد که باید درباره نگهداری از کودک، کتابی بخواند. اینک، به طور تقریبی در این مورد که مردها هم در بزرگ کردن بچه ها مسئولیتی دارند، بحثی وجود ندارد (هرچند در واقعیت، باز هم این زنان هستند که مسئولیت بزرگ کردن بچه ها را به عهده دارند). همچنین پدرها قبل از تولد نوزاد هم نقش فعال تری را به عهده می گیرند. ممکن است یک پدر همراه با همسرش به مطب پزشک برود و در کلاس های آموزش تولد کودک شرکت کند. در اتاق زایمان هم حضور یابد و قبل از مادر، بچه را بگیرد. اگر حال مادر خوب نباشد، و یا نوزاد دچار مسائل ویژه ای باشد، در ساعات اولیه زایمان، پدر در مورد نوزاد، نقش فعالتری را ایفا می کند. این روزها دیگر ضرورتی وجود ندارد که پدر تنها بماند و فقط نقش یک ناظر غیر فعال را ایفا کند.

 

ممکن است عشق به نوزاد، به تدریج ایجاد شود

بسیاری از مادرانی که در دوران بارداری احساس غرور و خوشحالی می کنند، باز هم ممکن است برایشان سخت باشد نسبت به نوزادی که هرگز بغلش نکرده اند، به شکل خاص و شخصی، احساس عاشقانه داشه باشند. «عشق» عنصری گریزنده است و در نظر افراد گوناگون معانی متفاوتی دارد. بسیاری از مادران هنگامی که برای اولین بار صدای ضربان قلب جنین را از طریق سونوگرافی می شنوند، عاشق فرزندشان میشوند. برخی هنگامی که کودک برای نخستین بار تکان می خورد و اعلام می کند که یک نوزاد واقعی در حال رشد است، نسبت به او احساس تعلق پیدا می کنند. برای بعضی ها هم در واقع، تا زمانی که مراقبت از کودک آغاز نشده است، این احساس ایجاد نمیشود. برای اینکه عاشق نوزادتان بشوید، زمان خاصی وجود ندارد. اگر احساس می کنید که عشق و دلبستگی در شما، آنگونه که باید قوی نیست، نباید احساس گناه کنید. عشق ممکن است دیر و زود داشته باشد، ولی سوخت و سوز ندارد و در 99 درصد از موارد، زمانی که لازم باشد، ایجاد می شود. حتی در دوران حاملگی، هنگامی که احساسات مادر مثب و انتظارات او همان گونه است که آرزویش را داشت، باز هم احتمال دارد هنگامی که نوزاد به دنیا می آید (به خصوص اگر فرزند اول باشد) ناگهان مادر احساس کند که احساسش فروکش کرده است. مادران انتظار دارند فرزندشان را بلافاصله به عنوان گوشت و خون بپذیرند و تحت تاثیر احساسات شدید مادرانه، بلافاصله نیازهای کودک را برآورده سازند و سخت به او بچسبند و جز عشق هیچ احساس دیگری نداشته باشند، ولی در بسیاری از موارد، این وضعیت در روز اول و یا حتی در هفته اول هم پیش نمی آید. برانگیخته شدن عواطف منفی، امری کاملاً طبیعی است. ممکن است یک مادر خوب و عاشق احساس کند که صاحب فرزند شدن اشتباه بزرگی بوده است وبلافاصله هم از اینکه چنین احساسی پیدا کرده است، احساس گناه کند! و اغلب فرآیند پیوند بین مادر و فرزند تدریجی است و تا زمانی کامل می شود که مادر کم و بیش از زیر بار فشار جسمی و عاطفی ناشی از بارداری و زایمان ها رها شود. طول مدت این بهبودی در میان مادران با یکدیگر فرق دارد و برای آن موعد خاصی وجود ندارد.

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب تغذیه، تربیت و مراقبت از کودک
صاحب اثر: بنیامین اسپاک
موقعیت مطلب: بخش 1
صفحات: صفحه31
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/7

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.