ویژگی های کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر

کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر گروه مجذوب کننده ای هستند. این قبیل کودکان در عین نشان دادن مهارت های شناختی طبیعی با مشکلات تحصیلی قابل ملاحظه ای درگیرند. علت چالش های تحصیلی آنان می تواند نوعی ناتوانی یادگیری و یا مشکلات خاص فردی باشد. کودکان مبتلا چه در زمینه شکل زبان (نحو و صداشناسی) و چه در زمینه محتوای گفتار (معناشناسی) هیچ نقیصه اولیه ای را نشان نمی دهند با این حال در بحث استفاده از زبان (کاربردها) مشکلاتی دارند که این مسئله با رشد اجتماعی آنان تداخل می کند.

سندرم آسپرگر می تواند شکل خاصی از اوتیسم بوده و یا اختلالی جدا و در عین حال مرتبط با اوتیسم باشد. فهم این موضوع اهمیتش کمتر از آن است که بدانیم با وجود اشتراکات فراوان، اوتیسم و آسپرگر تفاوت هایی باهم دارند که می باید مورد توجه و درک قرار گیرد. تا حدود شش سالگی کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر تفاوت قابل ملاحظه ای با کودکان مبتلا به اوتیسم با کارکرد بالا ندارند. افتراقی سندرم آسپرگر و اوتیسم با کارکرد بالا انجام گرفت،در دو مطالعه که با استفاده از ملاک های DSM-IV برای تشخیص افتراقی سندرم آسپرگر و اوتیسم با کارکرد بالا انجام گرفت، مشخص شد که در شکل گروهی، افراد مبتلا به سندرم آسپرگر در مقایسه با مبتلایان اوتیسم با کارکرد بالا هوشبهر کلامی بالاتری دارند. اما در سطح فردی، تغییرپذیری زیادی وجود داشت که معنی آن این است که هوشبهر کلامی بالا منحصر به مبتلایان سندرم آسپرگر نیست.

از دیگر نکاتی که توجه محققان را به خود جلب کرده تفاوت سندرم آسپرگر با اختلال دو قطبی و سایر اختلالات همزمان با آن است. اخیرا معلوم شده است کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر گاهی به اشتباه به عنوان اختلال دو قطبی تشخیص داده می شوند و در نتیجه تحت درمان های دارویی که اثر چندانی ندارند قرار می گیرند. تشخیص اشتباهی این اختلال مانع دریافت درمان مناسب و نیز آموختن مهارت های لازم برای موفقیت در موقعیت های اجتماعی، مدرسه و روابط بین فردی می گردد. با اینکه تشخیص سندرم آسپرگر از دو سالگی امکان پذیر است اما اغلب کودکان تا قبل از رسیدن به دبیرستان و یا حتی بعد از آن تشخیص داده نمی شوند. شواهد از رابطه و وقوع سندرم آسپرگر و تعدادی از اختلالت دیگر وجود دارد. این اختلالات عبارتند از؛ اختلال وسواسی-جبری، افسردگی، سندرم توره، اختلالات عاطفی، مشکلات توجه و سایکوزها. 

کودکانی که ارجاع می شوند اغلب با فهرستی طولانی از مشکلات جنبی می آیند. این فهرست عبارتند از؛ اختلال نقص در توجه (همراه یا بدون بیش فعالی)، اختلالات پردازش شنیداری مرکزی، اختلال لجبازی-نافرمانی، اختلال وسواس جبری و طیف متنوعی ازسایر اختلالات اضطرابی. هرچند وقوع همزمان هر یک از اختلالات یاد شده با سندرم آسپرگر چندان عجیب نیست، لازم بذکر است که ویژگی های سندرم آسپرگر شامل رفتارهایی است که معمولا با تمامی اختلالات یاد شده همراه است. آنچه مهم است این که؛ فهرست طولانی فوق اغلب موجبات دلسردی، سردرگمی و فشار خرد کننده ای بر والدین کودک مبتلا به سندرم آسپرگر می شود.

سندرم آسپرگر مشکلاتی را در مسیر یادگیری ایجاد می کند و باعث عدم توجه و حواس پرتی کودک در کلاس می شود. کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر در تفکیک شکل زمینه دچار مشکل هستند و به همین دلیل در تعیین جنبه مهم یک موقعیت یا صحنه خاص دچار مشکل هستند. این قبیل کودکان بیشتر به جزئیات توجه می کنند و از نکته اصلی غافل می شوند. کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر اغلب تمرکز و توجه بسیار محدود و یا دید تونلی از خودشان نشان می دهند. به دلیل انگیختگی بالای محیط کلاس، کودک مبتلا به سندرم آسپرگر ممکن است فقط به یک جنبه از کلاس توجه کند تا بتواند سایر محرکات را کنار بزند. این کودکان به جای این که به بحث های کلاسی در مورد یک موضوع درسی توجه کنند فقط به خود متن درسی توجه نشان می دهند. با این که ممکن است کودک متن درسی را به خاطر دخالت نمی دهد و از طریق دانش خود را نسبت به موضوع مورد نظر محدود می کند.

اشخاص مبتلا به سندرم آسپرگر اغلب از طریق دیدن، بهتر یاد می گیرند تا شنیدن. به همین دلیل مادامی که برنامه های درسی جنبه کنفرانس و مباحثه ای پیدا نکند با مشکلی برخورد نمی کنند. این کودکان هنگامی که حمایت دیداری فراهم باشد به راحتی با برنامه های درسی کنار می آیند اما زمانی که سطح بافت گرایی کاهش پیدا می کند با شکست مواجه می شوند. همچنین کودکان مبتلا به آسپرگر در صورتی که سازمان کافی وجود داشته باشد، می توانند از عهده مطالبات درسی برآیند. با افزایش پایه نحصیلی معمولا در حول و حوش پایه چهارم و پنجم نوعی کاهش ساختار اتفاق می افتد. این مسئله همزمان می شود با بلوغ اجتماعی که در این سطح سنی رخ می دهد. متاسفانه برای کودکانی که نیاز به ساختار، قواعد و جریان عادی و دایمی دارند، این زمان چالش برانگیزی خواهد بود. کودکان مبتلا به سندرم آسپرگر که تا آن موقع هیچ گونه مشکل رفتاری نداشته اند، ممکن است به ناگاه تحریک پذیر و ناکام شده و بنای ناسازگاری بگذارند.

کودکان مبتلا به این سندرم اغلب در مدرسه به عنوان کودکانی گستاخ، متخاصم و بی ادب شناخته می شوند. این مشکلات معمولا ماحصل چیزی است که از آن تعبیر به برنامه آموزشی پنهان می شود. منظور از برنامه آموزشی پنهان؛ اصطلاحات عامیانه دانش آموزان و قواعدی است که تقریبا همه از آن مطلع هستند اما مستقیما آن را به زبان نمی آورند، مثلا: برخی معلمان اجازه مباحثات آرام را در سر کلاس می دهند در حالی که گروهی از معلمان مانع آن می شوند. اما هیچ معلمی قواعد مربوط به خودش را اعلام نمی کند. کودک مبتلا به سندرم آسپرگر توانایی درک این که چه رفتارهایی برای معلم خوشایند است را ندارد و  از آن جا که این کودکان به لحاظ فکری خودمحورند، نمی دانند که باید به معلم در کلاس درس احترام بگذارند. این کودکان یا طبق قواعد پیش می روند یا اصلا آن را رعایت نمی کنند و به نوعی کاملا سیاه و سفید دست می زنند که استثنائات را برنمی تابد.

 

ملاک های تشخیصی سندرم آسپرگر

الف؛ تخریب کیفی در تعامل اجتماعی، که حداقل با دو علامت زیر مشخص می شود:

1. تخریب قابل ملاحظه ای در استفاده از رفتارهای غیرکلامی متعدد، مثل: نگاه چهره به چهره، حالات چهره، ژست های بدنی اشارات متعادل کننده ی تعامل اجتماعی.

2. ناتوانی در ایجاد روابط مناسب با همسالان.

3. فقدان تلاش خودانگیخته برای مشارکت دادن دیگران در شادی، علایق و موفقیت های فرد (برای مثال: نشان ندادن، نیاوردن یا اشاره نکردن به اشیای مورد علاقه خود).

4. فقدان تعامل اجتماعی یا عاطفی متقابل.

ب؛ الگوهای رفتاری، علایق و فعالیت های محدود شده، تکراری و کلیشه ای که حداقل با یکی از علائم زیر تظاهر می کند؛

1. اشتغال فکری زیاد با یک یا بیش از یکی از الگوهای کلیشه ای و محدود شده علایق که هم از نظر شدت و هم از نظر محتوی نابهنجار است.

2. پیوستگی غیرقابل انعطاف به آداب یا تشریفات خاص غیر کارکردی.

3. اطوار گرایی حرکتی کلیشه ای و تکراری (مثل: پیچ و تاب دادن دست، انگشت یا دادن حرکت پیچیده به بدن)

4. اشتغال ذهنی دائم با قسمت هایی از اشیاء

ج. اختلال از نظر بالینی موجب تخریب قابل ملاحظه ای در کارکرد اجتماعی، شغلی و دیگر حوزه های مهم کارکردی می شود.

د. از نظر بالینی در رشد زبان تاخیر کلی قابل ملاحظه ای وجود ندارد (به این معنی که لغات یک سیلابی تا دو سالگی استفاده می شوند جملات ارتباطی تا سه سالگی ظاهر می شود.)

ه: از نظر بالینی در رشد شناختی یا رشد مهارت های خودیاری متناسب با سن کودک، رفتار انطباقی (غیر از تعامل اجتماعی) و کنجکاوی های کودکانه درباره محیط تاخیر قابل ملاحظه ای وجود ندارد.

و: ملاک ها با دیگر اختلال خاص نافذ مربوط به رشد یا اسکیزوفرنی مطابقت ندارد.

 

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب اوتیسم و سندرم آسپرگر
صاحب اثر: دکتر لین آدامز
موقعیت مطلب: فصل یک
صفحات: از صفحه 19 تا صفحه 24
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/23

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.