عوامل موثر در بروز اختلال اوتیسم

توصیفات سبب شناسی اوتیسم به طور قابل ملاحظه ای در چند دهه گذشته تغییر کرده است. عقیده روان پویایی مبنی بر این که اوتیسم ناشی از وجود والدین طرد کننده و سرد است در دهه های 1950 و 1960 رایج بوده است. این چنین نظریه هایی توسط پژوهش های جدید در حال حاضر رد شده اند. پژوهشگران هم اکنون بر روی بدکاری مغز تمرکز دارند.

 

رویکرد زیست شناختی بیماری اوتیسم

پژوهش ژنتیکی بیماری اوتیسم

در یکی از مطالعات، 12 درصد خواهران و برادران کودکان اوتیسم اختلال هایی را در تعامل اجتماعی نشان داده اند و در مقایسه با این کودکان، خواهران و برادران کودکان سندرم دان هیچ کدام مشکلی در تعامل اجتماعی نشان نداده اند. اما در مطالعه ای دیگر، بین درجه مشکلات اجتماعی یا شناختی در خواهران و برادران کودکان اوتیسم و خواهران و برادران کودکان سندرم دان تفاوتی دیده نشد.

مولفه ژنتیکی درگیر احتمالا براساس نوع اوتیسم، متفاوت خواهند بود. در یک مطالعه خانوادگی مشخص شد که آن دسته از بیماران مبتلا به اوتیسم با احتمال بیشتری خواهر و برادر مبتلا به اوتیسم یا عقب ماندگی ذهنی خواهند داشت که عقب ماندگی شدیدتری دارند. مطالعه ای دیگر نشان داد که بیماران مبتلا به اوتیسم که کارکرد بهتری دارند، احتمالا بیشتر از خانواده هایی هستند که سابقه اختلال خلق دارند. در واقع در تعدادی از مطالعات مشخص شد که اختلال عاطفی عمده در میان والدین کودکان مبتلا به اوتیسم نسبت به والدین صرعی یا اسکلروزتوبروز سه برابر رایج تر است. اگرچه ممکن است مشکلات مربوط به مراقبت یک کودک اوتیسم به عنوان یک عامل شرکت کننده در اختلال عاطفی عمده مورد توجه باشد، تقریبا دو سوم این گونه والدین، قبل از تولد کودک اوتیسم این اختلال را داشته اند.

 

مطالعات کروموزومی بیماری اوتیسم

سندرم X شکسته نه تنها با عقب ماندگی بلکه با اوتیسم نیز رابطه دارد. در دو بررسی اخیر این سندرم در میان بیماران اوتیسم 5/2 تا 7 درصد گزارش شده است. نابهنجاری های دیگر مثل؛ اسکلروزتوبروزو غیرطبیعی بودن کروموزوم شماره 15 نیز با اوتیسم رابطه نشان داده اند.

 

مطالعات زیست - شیمیایی بیماری اوتیسم

در این اختلال نقش انتقال دهندگان عصبی نیز مورد مطالعه قرار گرفته است. در یکی از مطالعات که اخیرا صورت گرفته، مشخص شد که کودکان اوتیستیک برخلاف آن چه در گذشته مطرح بوده، ضرورتا به گونه ای نابهنجار سطوح بالایی از سروتین و دوپامین را نشان نمی دهند.

 

عوامل قبل از تولد و اختلال های مادرزادی

مطالعات بین چندین عامل قبل از تولد و اوتیسم مثل: بارداری در سن بالا، خونریزی بعد از سه ماهه اول بارداری، استفاده از داروها در مدت بارداری و حضور مکونیوم در مایع آمینوتیک رابطه پیدا کرده اند. براساس نظر "تزای و گزدین" ؛ سرخجه، افت کارکرد سیستم ایمنی و مکانیزم های خود ایمن ساز و پیچیده شدن تنظیم ایمنی ممکن است با اوتیسم رابطه داشته باشند، اگرچه ضرورتا یک رابطه علت و معلولی وجود ندارد. به هر حال در بیشتر موارد، مسائل قبل از تولد و مادرزادی علل اولیه این اختلال نیستند، اختلال های مادرزادی ممکن است در رابطه با عوامل ژنی معنی پیدا کنند.

 

مطالعات عصب شناختی بیماری اوتیسم

اکثر پژوهشگران عقیده دارند که اوتیسم از دامنه ای از نقایص مغزی است.

ابتدا این که، بیشتر علائم ممیزه اوتیسم – مثل؛ نقص در رشد زبان، عقب ماندگی ذهنی، رفتارهای حرکتی غیرمعمول، واکنش افراطی و عدم واکنش به درون دادهای حسی، حساس بودن به لمس و جابه جایی و تحریک بینایی و شنوایی – در ارتباط با کارکرد سیستم عصبی مرکزی هستند. دوم این که؛ 25 درصد افراد اوتیسم، به طور ویژه نوجوانان، مبتلا به اختلال های صرعی می شوند به طوری که ریشه این مشکل نیز در سیستم عصبی مرکزی قابل ردیابی است. سوم؛ بررسی های عصب شناختی کودکان اوتیسم گاهی اوقات ناهنجاری هایی را مثل: تونوس عضلانی ضعیف، هماهنگی ضعیف و بیش فعالی را آشکار کرده اند. نکته چهارم؛ به مدارک مربوط به عوامل عصبی – فیزیولوژی برمی گردد. EEG در این کودکان غیرطبیعی است. گزارش شده که تقریبا 50 درصد افراد اوتیسم نابهنجاری هایی در EEG دارند و یک مطالعه جدید نشان داده که کودکان اوتیسم کاهش فعالیت EEG در نواحی فرونتال و تمپورال مغز نسبت به کودکان عادی دارند. در مجموع مطالعات EEG و ERP به طور قابل ملاحظه ای نقص عصب شناختی را در افراد اوتیسم مطرح می کنند. پنجم این که؛ کالبد شکافی های مغز افراد اوتیسم نابهنجاری هایی را در مخچه و در سیستم لیمبیک آشکار ساخته اند که در شناخت، حافظه و هیجان و رفتار نقش دارند. به ویژه نورون ها در سیستم لمبیک کوچک ترند و به صورت توده های فشرده تری قرار دارند. در تعدادی از نواحی کوتاه تر و پیچیدگی کمتری دارند. همه این شرایط معرف مراحل ابتدایی تر رسش مغز در قبل از تولد هستند.

در مطالعات دیگر، تراکم پایین سلول های پورکینژ که مسئول بازداری عمل سلول های دیگر مغزی می باشند، مشاهده شده است. این گونه نابهنجاری ها ممکن است رفتارهای کلیشه ای و فعالیت افراطی را که گاهی اوقات این کودکان از خود نشان می دهند، توجیه نماید. بالاخره؛ برخی از پژوهشگران در افراد اوتیسم، مگالون سفالی (اندازه مغز به طور قابل ملاحظه ای بزرگ می شود) را مطرح کرده اند. خطوط امیدوار کننده دیگر به فنون تصویربرداری مغز مثل: MRI مربوط هستند. اگرچه نتایج برخی از این گونه مطالعه ها متعارض اند، پژوهشگران تعدادی از علل ممکن موثر اوتیسم را شناسایی کرده اند، از جمله می توان به بزرک شدن بطن ها در مغز اشاره کرد.

 

رویکرد شناختی بیماری اوتیسم

هیچ کسی منکر این موضوع که کودکان اوتیسم در تقلید و درک کردن، اتعطاف پذیری و ابداع کردن، کاربرد و شکل دادن به قواعد و استفاده از اطلاعات مشکلاتی دارند، نیست. به عبارت دیگر؛ نظریه های شناختی، مشکلات شناختی کودکان اوتیسم را در سازش با دنیا، اولیه می دانند و علت مشکلات اجتماعی این کودکان را در شناخت آن ها خلاصه می کنند. بررسی های اخیر بر چهار حوزه وسیع از کارکرد شناختی متمرکز شده اند؛ کارکرد اجرایی، حافظه و طبقه بندی، درک اجتماعی و نظریه ذهن.

با توجه به کارکرد اجرایی، عده ای از پژوهشگران متذکر شده اند که افراد اوتیسم در زمینه حل مسئله مشکل بزرگی دارند. برنامه ریزی ابتکاری، کنترل کردن تکانه ها، حفظ کردن توجه، بازبینی عملکردها و بازداری رفتار نامناسب نیز از زمینه های مشکل آنهاست. مطالعات مربوط به طبقه بندی و حافظه نشان داده اند که افراد اوتیسم همچنین مشکلاتی در زمینه صورت بندی مفاهیم جدید و درک اطلاعات جدید براساس این مفاهیم دارند. آن ها تمایل زیادی دارند که متکی به قواعد و قاعده باشند. شبیه به افراد آمنزی، افراد اوتیسم نقایصی را نیز در حافظه دراز مدت و کوتاه مدت نشان می دهند که این موضوع ممکن است به بدکاری آمیگدال و هیپوکامپ آن ها مربوط باشد. درک اجتماعی کودکان اوتیسم با توجه به واقعیت که آن ها به نشانه های مربوط به توجه یا هیجان افراد دیگر توجه ندارند، مختل می شود. در اصل توانایی آن ها برای درک حرکات بیانگر، مثل: اشارات یا نگاه کردن شدیدا مختل شده است. آن ها همین طور در زمینه درک هیجانات دیگران و بیانات جهره ای آن ها مشکل دارند.

فرضیه شناختی نهایی در مورد این کودکان آن است که؛ این گونه کودکان نظریه ذهنی ندارند. بدین معنی که آن ها نمی توانند وجود وضعیت های ذهنی را مثل: باورها یا امیال درک نمایند. بنابراین، نمی توانند رفتار را براساس این گونه وضعیت ها پیش بینی و درک کنند. در یک مطالعه، کودکان بهنجار، اوتیسم و عقب مانده ذهنی در رابطه با دو عروسک به نام های "سالی و آنا" مورد سوال قرار گرفتند. آن ها این صحنه را مشاهده می کردند که "سالی" باید تیله را در کجا جستجو کند. بیش از 80 درصد کودکان اوتیسم پاسخ دادند سبد اما تنها 20 درصد از کودکان اوتیسم جواب درست دادند. این به آن معنی نیست که آن ها نمی توانند به خاطر آورند؛ بلکه به این موضوع مربوط می شود که نمی توانند عقاید دیگران را در نظر بگیرند. فقدان این مهارت شاخص، بدون شک، در انزوای اجتماعی کودکان اوتیسم دخالت دارد.

 

گروه های در خطر اوتیسم

موقعیت های اقتصادی – اجتماعی و زمینه فرهنگی – قومی برای ابتلا به این اختلال عوامل خطرساز عمده ای نیستند. جنسیت یک عامل خطرساز قابل توجه است، تعداد پسران مبتلا به اوتیسم بیشتر از دختران است و نسبت 3 یا 4 به 1 در مورد آن ها مطرح شده است. به ویژه دختران در مقایسه با پسران اوتیسم مبتلا به عقب ماندگی ذهنی مشکلات کمتری دارند. عامل خطرساز دیگر برای اوتیسم وجود اختلال در خواهر و برادرهاست. رواج اوتیسم در خواهر یا برادرهای کودکان اوتیسم 3 درصد است. رواجی که به طور قابل ملاحظه بیشتر از جمعیت عمومی است.

 

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب روانشناسی مرضی کودک
صاحب اثر: اریک مش، راسل‌ای. بارکلی
موقعیت مطلب: فصل پنجم
صفحات: خلاصه ای از صفحه 92 تا صفحه 96
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/22

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.