نقاشی کودک و رازهای نهفته در آن

نقاشی بچه ها موضوعی است که با آن دو برخورد کاملاً متفاوت افراطی و تفریطی می شود. برخی از خانواده ها توجهی فزون مایه بدان می کنند و برخی دیگر هیچ گونه ارجی بر آن نمی گزارند. برخی گمان می کنند به محض آنکه از فرزندشان حیوانی رسم کرد، آن را باید به ژاپن بفرستند. برخی نیز بهترین نقاشی های کودکان خود را پاره می کنند و مصرف مداد و خودکار را در چنین راهی اسراف می دانند!

انسان تنها موجود هنرمند کره زمین است. هنرمندی شاخص انسانیت است. هر انسانی نیز دو سه پرده از هنر دارد.

فرزند خود را به آموختن هنر تشویق کنید. بزرگسالانی که هیج هنری ندارند نیز، باید تا آخر زندگی دنبال هنر باشند.

من نمی خواهم ادعا کنم که نقاشی بچه ها در دسته هنرها جای دارد، می خواهم بگویم که نقاشی کودکان یک آغاز است.خردسالان معمولاً نقاشی را از رسم دایره هایی که مرکز مشترکی دارند آغاز می کنند. برخی نیز این روند را با رسم نقاطی روی یک صفحه کاغذ شروع می نمایند. ما این نقاشی های ابتدایی را تعبیر نمی کنیم زیرا این، تنها نقطه آغاز یک مهارت ویژه انسانی است و هنوز مفهموی در بر ندارد. خطوط تو در تویی می کشند و مدت ها نیز بر این رسم پایدار می مانند.

کم کم نقاشی خردسالان معنی می یابد. این زمان اولین اقدام کودکان به ترسیم تصویر آدامک است این نقش آدمک در کار ما اقدام مهم و حساسی است. ما آزمونی به نام آزمون «آدمک» داریم. آدمی که سر و گردنی دارد، دست و پایی دارد، دست و پایش انگشتانی دارد. این اولین تصویر معنا دار بچه هاست. این تصویر اولین رابطه بین دنیای ما و دنیای کودکان نیز به شمار می رود. این آدمک نکات بسیاری را از دنیای کودک و شخصیت او به ما نشان میدهد.

 

مفاهیم نقاشی کودک

- اولین نکته ای که یک نقاشی آن را روشن می سازد بهره کودک از هوش است که آن را «هوش بهر» یا I.Q. می نامیم. برای اداره زندگی، هر کس نیازمند نیازمند حد میانه ای از هوش می باشد. می توان گفت کسانی که توان اداره درست زندگی را ندارند، بهره کمتری از هوش دارند. در روانشناسی هوش را با برخی آزمون ها اندازه می گیرند، که در ایران بعضی آزمون ها استاندارد شده اند. کسی که از این آزمون نمره 100 به دست آورده است طبیعی شناخته می شود. این اواخر در دنیا حتی «هوش بهر» 80 را نیز طبیعی شناخته اند. یکی از آزمون های ما برای اندازه گیری هوش، نقاشی است. و از آنجا که نقاشی اندازه هوش را به ما نشان می دهد، از کودک تقاضا می کنیم که برای ما آدمکی بکشد. بچه کم هوش ممکن است آدمکی بکشد که سر دارد و گردن ندارد. سر به تنه چسبیده است. یا بچه ای ممکن است آدمکی بکشد که از کنار سر او دو دست آویزان باشد و پاها نیز از همان سر آویزان باشد. هوش این بچه کم است. برخی از بچه ها آدمکی به کمال می کشند. هوش این کودکان بالا است. اولین برداشت ما از نقاشی اندازه هوش بهر کودک است، هر چه هوش بالاتر، آدمک کامل تر.

- نکته دوم که نقاشی کودکان آنرا به خوبی بیان می کند، عاطفه آنهاست. انسان موجودی عاطفی است. اما از انسان هم عاطفی تر موجوداتی وجود دارند. مرکز عاطفه دستگاهی در مغز است به نام دستگاه لیمبیک، این دستگاه در مغز میانی وجود دارد. بسیاری از حیوانات سیستم لیمبیک بزرگی دارند. مانند سگ و برخی از حیوانات دیگر. ما چندان عاطفی نیستیم، به سبب حضور منطق و تمدن و دانش و فن و صنعت در زندگی انسان، عاطفه رفته رفته حضوری اندک مایه در زندگی یافته است. پیشرفت انسان، همزمان با عقب نشینی عاطفه و کاهش حجم مرکز عاطفه، دستگاه  لیمبیک در نسل های انسانی بوده است. امروزه بهره هوشی و بهره عاطفی را می توانیم بسنجیم.

* الگویی که کودک در نقاشی خود بر می گزیند، ارزش عاطفی کاملی در قضاوت ما دارد. نمونه این که آیا در نقاشی، طبیعت بی جان رسم نموده اند یا زندگی انسانی را نقش کرده اند؟ اگر زندگی انسانی را رسم نموده اند، آیا انسان ها در آن تصویر با یکدیگر ارتباطی دارند؟ آیا در نقاشی آنها گل و گیاه و سبزی ها حضور دارند یا چ.ب خشک تصویر نموده اند؟

* از الگوی نقاشی که نظر برگیریم، به رنگ نقاشی روی می کنیم. رنگ در نقاشی کودک سالم و باهوش از احساس او می گوید. از شادی یا افسردگی او و عمق آنها سخن به استعاره می گوید. بنابر معمول مردم شادمان رنگ های گروه اول قوس و قزح را بر می گزینند. مردم افسرده نیز رنگ های تیره را بر می گزینند. کودکان شاد نیز همان روش را در گزینش رنگ ها دنبال می کنند. کودکان شاد رنگ های قرمز و صورتی را بیشتر استفاده می کنند و کودکان افسرده، رنگ های سرمه ای و مشکی را به کار می گیرند. تا آنجا که بچه ها هر کس را دوست ندارند، سیاه قلم می کشند و او را که دوست دارند، به رنگ نارنجی تصویر می کنند.
شایسته است که دفتر بحث رنگ را ببندیم، زیرا اطلاعاتی که کامل نباشد باعث دردسر خواهد بود. از این نگران هستم که با همین چند خط مطلبی که از نظر شما گذشت در مورد اطرافیان خود و اندازه هوش آنها حکمی بدهید. این احکام که از روی ناپختگی صادر می شوند رابطه شما را با دیگران تخریب می کنند.

 

* شیوه دیگری که کودک به رمز، عاطفه خود را بیان میکند، چگونگی ارائه سنبل ها و نماد ها در نقاشی است. خورشید، پنجره و خانه و نماد های بسیار دیگری که کودک عاطفه و موضوع ویژه احساسی خود را بیان می کند.

- نکته سوم که در نقاشی قابل تحقیق و بررسی است ارتباط کودک با واقعیت و ارتباط کودک با تخیل است.کودکانی که در دنیای واقعی زندگی می کنند، نقاشی های واقع گرا دارند. نمونه این دو سبک در حالت هایی پیشرفته و تکامل یافته، نقاشی های بهزاد در واقع گرایی و نقاشی های پیکاسو در خیال گرایی است. نقاشی واقع گرا، مجموعه ای از ترکیب های واقعی را منعکس می کند. واقعیت موجود جاندار، واقعیت موجود بی جان و آنچه که هر کس در زندگی اطراف خود می بیند. در حالی که نقاشی تخیلی یا خیال گرا، دنیای غیر واقعی و برگرفته از تخیل را به زبان نقاشی برای ما شرح می دهد. شرحی که بسیاری از ما توان درک آن را نداریم.

* کودکان معلول روانی نقاشی هایی دارند که ما توان درک آنها را نداریم، گمان می برید که این کودکان هنرمنداند. کودکانی که کسالت هایی چون آتیزم یا اسکیزوفرنیا دارند، نقاشی های غیر قابل درک دارند. کسی که از رشد کامل قشر مغزی برخوردار باشد، می تواند نقاشی را ترسیم کند که از مرز درک معمولی ما بالاتر باشد. اما کودکی که هنوز به اندازه کافی از رشد قشر مغزی برخوردار نیست، اگر نقاشی خارج از درک ما کشید، از دیدگاه روانشناسی معلول به شمار می آید.

* در دنیای هنر و نقاشی، آثاری نیز وجود دارند که بیانگر هنر بیمار گونه اند اما هر نقاشی که دیدید و آن را درک نکردید، حکم نکنید که نقاشی بدی است. شاید این نقاشی اثری ارزشمند در سبک سورئالیسم، (فرا واقعیت) باشد. اما در هر حال کودک باید نقشی تصویر کند که شما آن را بفهمید.

- نکته چهارم که از یک نقاشی می توان دریافت تاثیر محیط خارجی و تاثیر موضوعات درونی ذهنی روی کودک است. نمونه این که در نقاشی چوبی تصویر می کند که کسی بر سر دیگری میزند. این برگرفته ای از عالم واقع در زندگی کودک است. واقعیتی تلخ که در آن پدر و مادر با هم دعوا می کنند، فحش می دهند، برداشت کودک نیز در نقاشی چنان جلوه می کند.

* تاثیر محیط خارجی بر نقاشی کودک، نشانه سلامتی روان کودک است. مثلاً در دورانی که ایران درگیر جنگ تحمیلی بود، هواپیمایی بمب افکن و تانک در نقاشی کودکان دیده می شد.

چه کودکان سالمی محیط را می فهمیدند.

- نکته پنجم که می توان در نقاشی کودک دید، حضور عواملی است که ما بدان ها نام نماد و سمبل می دهیم. ما بر آن باوریم که زبان دیگری غیر از زبان عادی و شناخته شده زندگی وجود دارد، آن زبان استعارات است. زبانی است که همگام با هوش ما، رشد آن زبان فزون تر می گردد. افراد باهوش به زبان استعاره سخن می گویند و اشخاص باهوش تر، آنها را می فهمند.

* کسانی که به طنز سخن می گویند بسیار خشمگین اند و خشم خود را به استعاره طنز بیان می کنند. یا کادو هایی که مردم به یکدیگر می دهند هزار معنا دارداین کادو ها رمز است، هر کدام سمبلی و نمادی است. در زندگی سمبل ها و نماد های بسیاری داریم. «اشک رازی است، عشق رازی است»

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب انسان در مسیر زندگی
صاحب اثر: دکتر محمد مجد
موقعیت مطلب: فصل دوم
صفحات: صفحه 229
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/9

نظرات (1)

This comment was minimized by the moderator on the site

جالب بود

زیبا
هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.