ویژگی های کودکان ناتوان در یادگیری

کودکان مبتلا به اختلال یادگیری گروه ناهمگونی را تشکیل می دهند، وجه اشتراکی که در بین همه آن ها وجود دارد این است که همگی در یادگیری دروس مدرسه مشکل دارند. اختلال های یادگیری تقریبا همیشه به افت تحصیلی منجر می شود، اما این بدان معنا نیست که کودک دچار افت تحصیلی دارای اختلال یادگیری است. عوامل متعددی در افت تحصیلی نقش دارند که اختلال یادگیری تنها یکی از آن هاست. این عوامل را می توان به دو دسته تقسیم کرد: علل بیرونی (نداشتن فرصت لازم برای یادگیری، وضع نامساعد فرهنگی، وضع بد اقتصادی، آموزش ناکافی و ...) و علل درونی (عقب ماندگی ذهنی، نقایص جسمی، آشفتگی هیجانی، ناتوانی های یادگیری و ...).

اختلال های یادگیری را می توان به دو طبقه بزرگ تقسیم کرد:

1. رشدی؛ اجزای عمده اختلال های یادگیری رشدی عبارتند از: نقص توجه و ادراک، اختلال های حافظه ای، نارسایی های ادارکی-حرکتی و اختلال های فکری و زبانی

2. درسی؛ اختلال های یادگیری درسی عبارتند از: نارسایی های خواندن، هجی کردن، نوشتن و حساب کردن.

 

ویژگی های کودکان ناتوان در یادگیری

دانش آموزان ناتوان در یادگیری ویژگی های گوناگون و متنوعی دارند، که همه ویژگی ها را ممکن است با یکدیگر نشان ندهند که مختصرا در این جا ویژگی های رایج بیان می گردد:

 

مشکلات پیشرفت تحصیلی در کودکان

معمولا بین توانایی و پیشرفت تحثیلی این کودکان هماهنگی وجود ندارد؛ یعنی: پیشرفت آن ها متناسب با سطح هوشی و توانایی های بالقوه آن ها نیست. مشکل عمده تحصیلی این کودکان در زمینه بیان نوشتاری، خواندن و ریاضیات عمدتا متجلی می شود:

1. مشکل در خواندن: خواندن و ناتوانی در آن یکی از حوزه های بسیار مهمی است که معمولا مشکلات بیشتری را برای دانش آموزان در یادگیری به وجود می آورد. بیشتر پژوهشگران عقیده دارند که مشکل در خواندن ارتباط قابل ملاحظه ای با نقص در مهارت های زبان دارد به خصوص با مهارت های واج شناسی، توانایی درک این قاعده که اصوات و حروف چطور برای ساختن کلمات به کار برده می شوند. درک این موضوع که چرا مشکلات واج شناسی، محور تعدادی از مشکلات خواندن می باشد آسان است. اگر فردی در شکستن لغات به اصوات تشکیل دهنده آن مشکل داشته باشد، در یادگیری خواندن نیز با مشکل مواجه خواهد شد. تقریبا 80% از دانش آموزان ناتوان در یادگیری در خواندن مشکل دارند. آن ها مشکلاتی در یادگیری رمزگشایی لغات، مهارت های پایه ای شناسایی لغات و درک مطلب خواندن دارند.

2. مشکل در زبان نوشتاری: افراد ناتوان در یادگیری اغلب مشکلاتی در یک یا بیش از یک حوزه دارند: دست خط، هجی کردن و ترکیب. اگر چه حتی بهترین دانش آموزان نیز ممکن است در دست خط مشکل داشته باشند ولی این مشکل در دانش آموزان ناتوان در یادگیری شدیدتر است. تولیدات نوشتاری آن ها گاهی خوانا نیست و در بعضی زمان ها این کودکان بسیار آهسته می نویسند. هجی کردن می تواند به علت اشکال در درک همخوانی بین حروف و اصوات با مشکل جدی مواجه باشد. علاوه بر اشکال در حوزه های دست خط و هجی کردن، این کودکان غالبا مشکلاتی در حوزه ترکیب دارند.

3. مشکل در ریاضی: اگرچه در گذشته بیشتر به اختلال در خواندن، نوشتن و زبان توجه شده است، اخیرا مشکل در ریاضی به طور قابل ملاحظه ای کانون مطالعات قرار گرفته است. کودکانی که در حوزه ریاضی مشکل دارند، بیشتر در مقوله های تفکر کمی، زمان،فضا و محاسبه با ناکامی مواجه می شوند. به تعبیری دیگر این کودکان دارای ویژگی هایی هستند که عبارتند از: نقص در ارتباطات و روابط فضایی، مشکلات ادراک بینایی و بینایی-حرکتی، حس ضعیف در مورد تصور بدنی، احساس ضعیفی از زمان و جهت گیری. مشکلات زبان شفاهی و مشکلات خواندن نیز می توانند با مشکل در ریاضی همراه باشند. وجود حافظه ضعیف و نقص در راهبردهای یادگیری ریاضیات و گسترش اضطراب ریاضی از ویژگی های این کودکان است.

 

اشکال در زبان گفتاری در کودکان

برخی دانش آموزان در استفاده از زبان به خصوص در استفاده اجتماعی از آن مشکل دارند. آن ها در نحو، معنای لغات و همینطور در واج شناختی مشکل دارند. منظور از نحو، راهی است که لغات برای ساخت جمله ای معنادار به یکدیگر پیوند می خورند. دانش آموزان ناتوان در یادگیری اغلب در تولید و دریافت کلمات و جملات، نامناسب عمل می کنند. در کل، آن ها صحبت کنندگان خوبی نیستند و در طبقه افراد خوش صحبت قرار نمی گیرند. آن ها از درگیر شدن در محاوره هایی که نیازمند دادن و گرفتن است ناتوانند. گفتگوهای آن ها غالبا به وسیله سکوت های طولانی مشخص می شود، به خاطر این که آن ها از راهبردهایی که توسط همتایان بهنجارشان به کار برده می شود، استفاده نمی کنند. آن ها در پاسخ دادن به سوالات دیگران مهارت کافی نداشته و معمولا تمایل دارند به سوالاتی که از سوی خودشان مطرح می شود، قبل از این که طرف مقابل فرصت پاسخ دادن پیدا کند، پاسخ گویند.

 

مشکلات ادراکی-حرکتی و هماهنگی کلی در کودکان

مطالعات، نقایصی را در ادراک بینایی و شنیداری این کودکان نشان داده اند. مشکلات آن ها به قدرت بینایی و شنیداری که در نابینایان و ناشنوایان مطرح می باشد، ارتباطی ندارد بلکه آن ها اشکالاتی در سازماندهی و پردازش محرک های بینایی و شنوایی دارند. کودک با مشکل در ادراک بینایی ممکن است در حل پازل ها یا دیدن و به خاطر آوردن، اشکال بینایی مشکل داشته باشد یا این که ممکن است حروف را وارونه کند، برای مثال: اشتباه در تشخیص حروف a و b در زبان انگلیسی از یکدیگر. کودک با مشکل در ادراک شنیداری ممکن است مسایلی را در تمییز بین دو لغت که اصوات آن ها شبیه هستند داشته باشد. مثلا؛ در تشخیص "اسب" و "است".

معلمان و والدین هم چنین یادآور شده اند که برخی از این دانش آموزان در فعالیت های جسمانی که متضمن مهارت های حرکتی است، مشکل دارند. مشکلات آن ها ممکن است مربوطبه مهارت های حرکتی ظریف یا مهارت های حرکتی درشت باشد. مهارت های حرکتی ظریف اغلب نیازمند هماهنگی بین سیستم های حرکتی و بینایی هستند. چندین نظریه پرداز در حوزه ناتوانی های یادگیری عقیده داشتند که یک پیوند علی بین مشکلات ادراکی و ناتوانی های یادگیری وجود دارد، به ویژه ناتوانی خواندن.

 

اختلال توجه و بیش فعالی در کودکان

دانش آموزان با مشکل در حوزه توجه، چنین ویژگی هایی دارند: حواسپرت، تکانشگر و بیش فعال. معلمان و والدین اینگونه کودکان آن ها را به عنوان افرادی که در تمرکز بر روی یک تکلیف برای مدت طولانی ناتوانند و همینطور در گوش دادن به دیگران شکست می خورند و پرحرف و بی سازمان در طرح ریزی فعالیت هایشان هستند، توصیف می کنند. مطالعات گوناگون وجود مشکلات توجه را درصد بزرگی از کودکان ناتوان در یادگیری مورد تاکید قرار داده اند. قابل قبول ترین برآورد، رقم 33% است، بدین معنی که حداقل 33% از دانش آموزان ناتوان در یادگیری مشکل در توجه دارند. لازم به ذکر است که مشکل توجه و بیش فعالی به نظر نمی رسید که علت ناتوانی در یادگیری باشد بلکه ممکن است ناتوانی در یادگیری زمینه را برای بی توجهی فراهم سازد.

 

مشکلات حافظه، شناخت و فراشناخت در کودکان

مشکلات شناخت، فراشناخت و حافظه به خاطر پیوستگی نزدیکی که با هم دارند، با یکدیگر مورد بحث قرار می گیرند. فردی که در یکی از این حوزه ها مشکل دارد احتمالا در دو حوزه دیگر نیز مشکلاتی خواهد داشت. پژوهشگران زیادی بر این موضوع تاکید دارند که کودکان ناتوان در یادگیری، نقص واقعی در حافظه دارند. همچنین به این نتیجه رسیده اند که یکی از دلایل عمده نقص کودکان ناتوان در یادگیری در تکالیف مربوط به حافظه این است که؛ برعکس همتایان طبیعی خود، از راهبردها استفاده نمی کنند. یرای مثال؛ بیشتر کودکان وقتی فهرستی از لغات به آن ها داده می شود که به خاطر بسپارند، برای خودشان لغات را مرور ذهنی می کنند و سعی می نمایند آن ها را طبقه بندی کنند، دانش آموزان ناتوان در یادگیری احتمالا از چنین راهبردهایی به طور خودکار استفاده نمی کنند. دلیل دیگر برای کارکرد ضعیف حافظه کودکان ناتوان در یادگیری ناشی از مهارت های ضعیف زبانی است که به ویژه حفظ مطالب کلامی را مشکل می سازد. نقص در استفاده از راهبردها در تکالیف مربوط به حافظه، گویای این است که کودکان ناتوان در یادگیری مشکلاتی در حوزه شناخت دارند. شناخت واژه ای گسترده است که تعدادی از جنبه های متفاوت تفکر و حل مسئله را شامل می شود و به عبارت دیگر؛ توانایی حل مسئله و استفاده از راهبردهاست.

دانش آموزان ناتوان در یادگیری اغلب تفکر سازمان نایافته ای دارند که به مشکلاتی در حوزه طرح ریزی و سازماندهی در کارکردهای روزمره آن منجر می شود. حوزه دیگری که با مشکلات شناختی این کودکان مرتبط است، مشکلات فراشناختی است؛ که فراشناخت دارای دو جزء است: یک؛ آگاهی از این که، چه مهارت ها، راهبردها و منابعی برای انجام موثر یک تکلیف لازم است و دوم؛ توانایی استفاده از مکانیزم های خودتنظیمی برای اطمینان از تکمیل موفقیت آمیز تکلیف، مثل ارزشیابی کارآمدی فعالیت های گذشته، وارسی پیامدهای تلاش و رفع هر گونه مشکلی که پیش می آید.

 

مشکلات هیجانی-اجتماعی در کودکان

برخی از کودکان ناتوان در یادگیری مشکلات هیجانی-اجتماعی قابل ملاحظه ای دارند، آن ها نسبت به همتایان غیرمعلول خود در خطر بیشتری برای ابتلا به انواعی از مشکلات هیجانی-اجتماعی قرار دارند. آن ها آمادگی بیشتری برای طرد شدن از سوی همسالان خود داشته و همچنین خودمفهومی ضعیفی دارند. یک دلیل احتمالی برای مشکلات اجتماعی بعضی از دانش آموزان ناتوان در یادگیری این است که آن ها نقایصی در حوزه شناخت اجتماعی دارند. آن ها نشانه های اجتماعی را غلط درک کرده و ممکن است احساسات و هیجانات دیگران را سوءتعبیر کنند. برای مثال: بیشتر دانش آموزان این توانایی را دارند که درک کنند آیا رفتار آن ها برای دیگران تولید مزاحمت می کند یا خیر؟ ، دانش آموزان ناتوان در یادگیری گاهی اوقات به گونه ای عمل می نمایند که گویا آن ها نسبت به تاثیر رفتار خود بر همتایان آکاه نیستند. آن ها همچنین در دیگاه گیری (قرار دادن خود به جای دیگران) مشکل دارند.

 

مشکلات انگیزشی در کودکان

منبع دیگر مشکلات برخی از دانش آموزان ناتوان در یادگیری، انگیزشی یا احساسات آن ها درباره توانمندیشان در برخورد با مسائل زندگی است، مشکلات انگیزشی آن ها ممکن است به سه شکل بروز نماید: مکان کنترلی بیرونی (به باور فرد به این موضوع که به وسیله عامل بیرونی یا درونی کنترل می شود)، اسنادهای منفی (آن چه مردم در مورد علل موفقیت ها و شکست های خود فکر می کنند) و درماندگی آموخته شده (باور فرد مبنی بر این که تلاش های او در ایجاد پیامدهای مطلوب اثر نخواهد داشت)

 

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب اختلالهای یادگیری (از نظریه تا عمل)
صاحب اثر: دکتر حسن احدی / دکتر علیرضا کاکاوند
موقعیت مطلب: فصل اول
صفحات: خلاصه ای از صفحه 4 تا صفحه 12
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/20

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.