شخصیت در کودک، شخصیت های درون گرا و برون گرا

آقای کارل گوستاو یونگ تمتم شخصیمومی تقسیم کرده است:

1- درون گرا: شخصیت های درون گرا بسیار منزوی، خجالتی اند و به رقابت و ارتباط با مردم بی علاقه اند.

2- برون گرا: شخصیت های برون گرا بسیار شاد و پر تحرک اند و به رقابت و ارتباط با مردم علاقه مندی زیادی نشان می دهند.

 

بچه های درون گرا

بچه های کوچولویی که شخصیت درون گرا دارند، یک گوشه مدرسه کز می کنند و خود را پنهان می سازند. با کسی دوست نمی شوند و همیشه گریه سر می دهند، به آنها نگاه کنی، گریه می کنند. این ها کودکانی هستند که در خردسالی مورد انتقاد همیشگی بوده اند، به آنها گفته اند شما اشکال دارید، کاری بلد نیستید، باعث ننگ خانواده اید؛ چیزهایی گفته اند که بچه ها غصه بسیاری خورده اند، در نتیجه این بچه ها در تمام زندگی برای هرچیز و ناچیزی غصه می خورند، و با هیچ کس نیز نمی سازند. بچه های درون گرا ممکن است وسواسی باشند یا سوء ظنی. همچنین ممکن است از گروه های خاص مانند شخصیت اسکیزوئید، شخصیت اسکیزوتایپ، شخصیت دیگر آزار یا شخصیت خود آزار باشند.

در این جا اشاره ای به برخی از شخصیت ها می کنیم.

 

بچه هایی که شخصیت وسواسی دارند

این ها بسیار دقیق و مرتب هستند، از ویژگی های این بچه ها حرکت کند هنگام نوشتن مشق است، چندان پاک می کنند و می نویسند که از فرط پاک کردن، کاغذ سوراخ می شود. برای نوشتن یک درس نهایت دقت را به عمل می آورند، که حتماً بسیار زیبا باشد. بچه های وسواسی بسیار بد اخلاق اند. بد خلقی ویژگی تمام افراد وسواسی است. انگار که هسته زردآلو خورده اند! نق می زنند، عیب جویی می کنند، اگر بهترین غذا را پیش روی آنها بگذارید وقتی نقصی نمی بینند، بی جهت از رنگ آن عیب می گیرند. در خانه بد ترین زندگی را برای خود و سایرین ایجاد می کنند. همه ما زیر زربین اینها هستیم.

بزرگسالان وسواسی همیشه عیب جویی می کنند، می پرسند؟ «چرا جنبیدی؟ چرا نشستی؟ چرا مردی؟ » برای مردن هم باید برای آنها دلیل بیاوریم! بچه های وسواسی هم عیب جو هستند. شما نمی توانید اینها را قانع کنید. علامت شاخص این کودکان آن است که هیچ کس با آنها دوست نمی شود. مگر بچه ها بی کارند که با این بچه ها دوست باشند! می روند با یک بچه شاد و خندان دوست می شوند. اغلب این بچه ها تمیز و مرتب و دقیق اند و ترجیح می دهند کند اما صحیح کار کنند.

بچه های وسواسی در درس هم توفیقی ندارند. زیرا درس و مشقی که سایرین در نیم ساعت تمام می کنند، بچه های وسواسی در دو ساعت تمام می کنند. در کلاس از دیگران عقب می مانند؛ مثلاً، خانم معلم دیکته گفته و تمام کرده، اینها هنوز در کلمه اول مانده اند!

 

بچه هایی که شخصیت سوء ظنی دارند

این کودکان به تحقیق از خانواده های سوء ظنی آمده اند. اینها پیشاپیش به تمام بچه ها قضاوت هایی دارند، می گویند این که پهلوی من نشسته قصدی دارد، مداد از من خواسته چه قصدی دارد!

یا کسی می آید و تقاضا می کند که فاصله خانه تا مدرسه را با هم برویم، بهانه ای می آورند و نمی رود، با خود می گوید: «این می خواهد بلایی بر سر من بیاورد» معمولاً مردم در برابر اشکالات روانشناختی بچه ها آنها را تنبیه می کنند. این والدین بیماری را با گناه اشتباه گرفته اند. فحش می دهند، دادو بیداد راه می اندازند! که چرا چنین و چنان کردی؟ در حالی که اتفاقاً مرافعه ندارد. باید رفتاری ملایم در پیش گرفت و این ها را نزد کسی برد که مشکل را معالجه نماید.

 

وظیفه معلمین و روش درست رفتار با کودکان درون گرا

وظیفه معلمین این است که اول این شخصیت ها را بشناسیم. دوره ای ببینیم، کتابی بخوانیم. بسیاری از معلمین مملکت ما دوره دیده اند. با این اطلاعات تا حدودی می شود با یک بچه درون گرا کنار آمد.

این شناخت چه سودی دارد؟ سود این شناخت در این است که وقتی معلمین این شخصیت ها را بشناسند با این کودکان بهتر کنار می آیند. اطلاعات همیشه اساس پیشرفت واقعی است.

پس از شناخت این کودکان رفتار مهربانی در پیش می گیریم. این ها بسیار حساس اند، بسیار نازک نارنجی اند، زود دل آنها می شکند و گریه سر میدهند! بنابراین معلمین هیچ گاه نباید سر به سر اینها بگذارند. نباید از اینها سوال زیاد کنند، نباید اینها را زیر سلطه بکشند. این بچه ها تن و جانشان بی دلیل می لرزد! لطفاً شما معلمین آنها را راحت بگذارید.

معلمین باید از این بچه ها سوال نپرسند تا آنها خودشان به صدا درآیند که چرا از من نمی پرسید؟ آن وقت شما دو تا سوال هم از آنها بپرسید. نباید درون گرا را زیر زره بین برد، نباید توجه و تمرکز را در کلاس به او منتقل کرد، این شیوه ها تغییر کرده است. هر کسی می تواند هر جا که خواست بنشیند، شاید می خواهند به کنجی بروند، به آنها اجازه دهید آسوده باشند؛ گاهی اجازه دهید که امتحان کتبی بدهند، آنها از سوالات شفاهی به هراس می افتند، دست و پای خود را گم می کنند و اشتباه می کنند.

در مدرسه ابتدایی باید خانم هایی به نام مدد کار اجتماعی، روانشناس و مشاوره حضور داشته باشند که در حیاط بچه ها را پنهانی زیر نظر بگیرند. بدانند چه کسی یک گوشه کز کرده است، یک گوشه غصه می خورد، چه کسی کتک می خورد، اینها همان درون گرا ها هستند که باید به معاینه مشاوری برسند که معالجه شوند.

بچه های درون گرا در مدرسه بسیار کتک می خورند. بچه ها اینها را می زنند! ما باید به بچه های خود یاد بدهیم که چگونه از خود دفاع کنند، دفاع را در خانه باید یاد داد؛ مثلاً در خانواده ای که چهار پنج بچه زندگی می کنند، بچه ها می توانند با هم کشتی بگیرند، والدین نیز دخالت نکنند تا بچه ها دفاعیات را یاد بگیرند. شما اجازه دهید بچه ها با هم درگیر شوند، از خود دفاع کنند، که وقتی وارد جامعه می شوند، هم خوردن و هم زدن را تجربه کرده باشند.

گاهی بچه های درون گرا مدرسه را ترک می کنند، آنها می گویند: «ما مدرسه نمی رویم» زیرا همه عناصر مدرسه برای آنها آزارنده و خسته کننده است؛ شاگردان، معلم و فضای مدرسه را دوست ندارند. به طور معمول اگر سه ماه بگذرد و بچه ها به فضای مدرسه عادت کنند، ما نگرانی دیگری نخواهیم داشت. اما بچه های درون گرا حتی پس از گذشت یک سال به مدرسه عادت نکرده اند، هیچ دوستی نگرفته اند، تمام روزها را گوشه ای نشسته اند بی هدف، مات و گیج به نقطه ای خیره مانده اند. توصیه می کنم که اینها را به مشاوره ای نشان بدهید.

 

بچه های برون گرا

این کودکان بسیار پر تحرک و نا آرام اند.

اولین گروه برون گرایان بچه های بزهکارند. بچه هایی که دزدی می کنند، دزدی را دوست دارند؛ و با پول های دزدی پفک و شکلات می خرند! بچه های کوچولو که دزدی می کنند مریض اند. نکند آنها را بزنید، نکند آنها را دعوا کنید، ما می توانیم آنها را معالجه کنیم.

 

علامت اختلال رفتار در کودکان برون گرا

این کودکان بسیار تند و تخس و بی قراراند؛ نمی توانند یک جا بنشینند، از این که کار زشتی کرده اند، دزدی کرده یا دروغ گفته اند، نه تنها پشیمان نیستند، بلکه می خندند!

به صراحت عرض کنم که کار این بچه ها هدفی ندارد، بیشتر یک بازی است که آنها را خشنود می کند.

این بچه ها درس هم نمی خوانند بیشتر آنها معدل 7 و 8 دارند، گاهی هم 10 می گیرند. همه بچه های بزهکار این علامت های کامل اختلال را نشان نمی دهند عده ای از آنها در ظاهر بسیار درست اند اما بعد می فهمیم که هم ایشان چه عملیاتی مرتکب شده اند! معالجه این گروه بسیار مشکل تر است، گاهی چنان سخت که به مرز ناممکن بودن درمان می رسد.

گروه دیگر برون گرا شخصیت های هیستریک اند. این بچه ها بسیار لوس اند، به شدت عاشق معلم می شوند، غش می کنند؛ چه سنی دارند؟ 8 سال. دختران بیش از پسران دچار این اختلال رفتاری اند.

خودشان را به معلم می چسبانند، در آغوش معلم می نشینند! در حالی که معلم شخصیت ویژه ای است که جای خاصی در کلاس دارد اما اینها روی پای معلم می نشینند. بچه های یک دانه و بچه های آخر خانواده که بیش از اندازه نوازش شده اند و تعریف و تمجید شنیده اند، آنها هم باور کرده اند که چیزی هستند، در کلاس خود را لوس می کنند، علاج این اشکال بسیار سخت است. این بچه ها نیز رفتار خود را همیشه ادامه می دهند.

مطالب عمومی

  • آخرین ویرایش .
برگرفته از: کتاب انسان در مسیر زندگی
صاحب اثر: دکتر محمد مجد
موقعیت مطلب: فصل چهار
صفحات: صفحه 443
لینک منبع: https://www.koodaklearn.ir/publication/9

نظرات (0)

هنوز نظری برای این مطلب ثبت نشده. شما اولین نفر باشید.

نظر خود را اضافه کنید.

  1. میتوانید به عنوان مهمان نظرتان را در مورد این مطلب ثبت کنید و یا وارد سایت شوید . عضویت یا ورود به حساب کاربری.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید

 


کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به سایت کودک لرن می باشد.لذا کپی برداری از منابع غیر مجاز و پیگرد قانونی دارد.